نگارش پژمان بختیاری
لامارتین
صاحبمنصبی جوان و دلارا در خط سیر خویش با دختری ماهمنظر که از دوشیزگان درباری و خدمه مخصوص ملکه بود مصادف گشته و هر دو خواهان یکدیگر میشوند دودمان صاحبمنصب زناشوئی آندو را دون شئون خود میشمارند ولی قید محبت قیود دیگر را گسسته و عاشق و معشوقرا از وصال یکدیگر بهرهمند میسازد آسمان هم درهای رحمت را بر روی زندگانی آنان گشوده و پسری لطیف منظر بر جمع آنها میافزاید گفتی در آندم فرشتهء از آسمان بایشان میگوید نام اینروز باید در صفحات تاریخ ضبط شود آنرا بخوبی محفوظ دارید ۲۱ اکتبر ۱۷۹۰
آتش خانمانسوز شورش فرانسه که هیچ خشک و تری را از لهب وحشیانهء خود مصون نمیگزاشت بطرف خانوادهء نجیب صاحبمنصب نیز زبانه کشیده و دودشرا بچشم تمام اعضا و اقوام و اقارب او فروبرد صاحبمنصب و عمو و اخوانش که از آخرین مدافعین سلطنت بودند عموما مأخوذ و محبوس گردیدند
جواب نیکفطرت ما گرچه از هستی ساقط شد ولی خوشبختانه از چنک ماشین قتاله دکتر گیوتین نجات یافته زوجهء مهربان و فرزند چهارسالهء عزیز خود را با اندک اثاثیهء که برایشان باقی مانده بود برداشته و از ماسون عزیمت نمود
ارابهء که حامل زن و فرزند و اثاث البیت صاحبمنصب بود بوسیلهء دو گاو ناتوان کشیدهشده و با قدمهای آهسته از میان گل و با طلاق عبور میکرد جواب باحمیت و دو سک وفادارش پیاده