پرش به محتوا

برگه:Archive of Šarq magazine.pdf/۳۱۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۲۱۷
مجله شرق

پا درست می‌کردم و بعد عبور می‌نمودم. شدت سرما طوری بود که ما در جای خود منجمد می‌شدیم-هوا بقسمی تیره‌وتار و مستور از گردوخاک بود که سه‌قدمی خود را بزحمت می‌دیدیم زهرهٔ بشر در چنین طوفان و تاریکی آب می‌شود[۱]» و در جای دیگر می‌نویسد. «دو ساعت بعد از ظهر آسمان طوری گرفته و سیاه است و چنان ابرهای تیره و شن و خاک فضا را گرفته که هیچ‌چیز دیده نمی‌شود چشمها و دهان را نمی‌توان باز کرد زیرا بینی مملو از گردوخاک می‌گردد[۲]» همچنین صفحهٔ دیگر:

«در پی یافتن آب با تمام نومیدی از سعی و کوشش فروگذار نمی‌کردم پاهای من پر از تاول و مجروح بود همراهان همه از تشنگی فرسوده‌شده از پا درآمده بودند معهذا برای حفظ جان خود زمین را می‌کندند بجز آبهای شور غیرقابل شرب چیری یافت نمی‌شد. من بجلو رفتم و یک احساس امیدبخش در دل من بود که بالاخره آب شیرین پیدا خواهم نمود. جای پای اشتران وحشی و آهوها و غزال کم‌کم در شن‌ها نمایان گردید اسب سفید من قدم‌بقدم همراهی می‌کرد سک شکاری من بهر سمت دویده شنهای سوزان را بو می‌کرد بلکه آب پیدا نماید بالاخره پس از طی یکفرسنک راه دیگر مختصر آب چشمه یخ بستهٔ که در ارتفاع هزار متر از اراضی مجاور بود یافتیم.

سون هدین ناز ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۶ یعنی مدت پنجسال در اروپا اقامت کرد انجمن جغرافیائی پاریس اعزاز و احترام فوق العاده نسبت باو مبذول داشت دوباره در ۱۹۰۷ باری دفعهٔ سوم بداخلهٔ آسیا که سودای دیدن تمام نقاط آنرا در سر داشت عازم گردید ایندفعه فقط قصد او دیدن شهر ممنوع الورود لهاسا بود و برای این مقصودد خود را به لباس چوپانان مبدل ساخت و روزی دوبار با پیه و دوده چهرهٔ خویش را سیاه می‌کرد تا قسمتی از آنجا را توانست مشاهده نماید پس از آنـ ژاپن را نیز سیاحت کرده از راه هند باروپا آمد در پطرگراد مثل یک پادشاه از او پذیرائی نمودند.

محمد علی گلشائیان
 

  1. در میان ریگهای آسیا طبع رابو پاریس صفحه ۱۱۳
  2. ایضاً صفحه ۱۵۸