پرش به محتوا

برگه:Archive of Šarq magazine.pdf/۲۸۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۸۶
جریان ادبیات

و تدوین هردوت تا اندازه‌ای با افسانه پهلوانی ایرانی که ما از ازمنه بعد می‌شناسیم مطابقت می‌نماید:پادشاه بیگانه (آستیاژ- افراسیاب) بشاهزاده پارسی (سیروس-کیخسرو) حکم می‌نماید، پسر دخترش را (مندنه فرنگیس)[۱] اعدام نماید[۲] این پسر را نجات داده در میان چوپانان بزرک شده و پدربزرک خود را از تخت سلطنتی بیفکند. شاید بتوان نیز مقام هار پاکوس را Harpagus با وجود آنکه شخصیت او بهمان اندازه تاریخیست که شخصیت کورش با مقام پیران مقایسه نمود.[۳] شاید اصولاً مطابق افسانه کیخسرو را نیز ماده سگی شیر داده است قریب بیقین است که پادشاه داستانی بدرجات قبل از زمامدار تاریخی عامل این افسانه بوده است، اما روایت پارسی زندگانی او از ازمنه بعد بدست ما افتاده است آن شیرخواری در جای دیگر منعکس گردیده و مطابق Moses von Choren کتاب سابق‌الذکر اردشیر را نیز بزی شیر داده است[۴] یک نمونه دیگر داستانی در کتاب هردوت غیب‌گوئی اسب است که ارتقاء داریوش را پیش‌بینی مینماید.


  1. ثعالبی «کسیفری» نوشته و دو نیمه اسم را معکوسا تغییر داده است Yustin در کتاب Iran.Namenbuch صفحه ۳۷۱ دقیق‌تر است.
  2. نویسندگان عرب (دنیوری صفحه ۱۶ و طبری جلد اول صفحه ۵۰۱)افسانه فوق را اینطور نوشته‌اند-در شاهنامه اجازه می‌دهد که بچه زنده بماند.
  3. بعید نیست که هردت این افسانه را از یکی از بازماندگان هار پاگوس شنیده است.
  4. اینکه مخصوصاً بز را اسم برد، برای آنستکه شیر بز قابل تغذیه است کزنوفن افسانة راجع به کورش را با استفاده از کتاب هرودوت بدلخواه درست کرده است. عناصر حقیقی پارسی بهیچوجه در کتاب مزبور دیده نمی‌شود.