اطلاعات پارسی بوده و از مادها نیست چنانکه آنطوریکه کتزیاس مینویسد افسانههای مزبور بنفع پارسها نیست و پادشاه مادا را تا اندازهٔ خوب مجسم مینماید[۱] این در اثر آنستکه افسانهها در دست مادها افتاده و آنها را بنفع خویش درست کردهاند[۲] در تاریخ ما قبل سلطنت امپراطوری ایران که کتزیاس نوشته و قسمتی از آن در کتاب دوم دیودور Diodor باقیمانده است در عین حالیکه افسانهها و داستانهای سامی را ذکر مینماید در قسمت عمده روایات مادهاست. شاید بعضی از قسمتهائی را که او در تاریخ سمیرامیس مثل تأسیس شهر اکباتانا ذکر نموده مربوط باینجاست، چنانچه این فرض را قبول کنیم پس حتماً افسانه اربکس Arbakes خرابکننده شهر نینوا و مؤسس سلطنت ماد و افسانههای ننروس Nanaraus. پارسندس Parsondas و کادوزیرها Kadusier متعلق باین قسمت است.[۳] یک افسانه زیبای حماسی که من آنرا میل دارم غزل بنامم افسانه ملکه مملکت سگستان (سگها) زارینهآ Zarinea و عاشق او استریان گائوس Stryangaeus
- ↑ مخصوصا بایستی متوجه بود که نعش آستیاژ را شیری پاسبانی مینماید و آنطوریکه Moses Chor. در کتاب دوم صفحه ۷۰ مینویسد شیری پاسبان اردشیرست.
- ↑ رجوع شود به گوچمید-مطالقه شود با مطالعات عمیق مارکوارت در کتاب Philologus متمم جلد سوم صفحه ۵۹۵ که مفصلاً ثابت مینماید تا چه اندازه کتزیاس در قسمت تاریخ کورش افسانههای اصلی را حکایت مینماید. بعقیدهٔ من آنچه دینون Dinon (معاصر اسکندر) راجع بجوانی این پادشاه مینویسد، همان است که کتزیاس نوشته فقط بقالب دیگری درآورده است معهذا رجوع شود به مارکوارت صفحه ۶۰۴ و بعد
- ↑ بایستی از قسمتهای Diodor و جمل نیکلادا ماسنوس Nicolaus Damascenus جمع نمود.