از نثر فارسی خیام
این یک صحیفه از نثر فارسی خواجه امام عمر خیام در سفینهای ثبت شده است
قال الحکیم الکامل ابو الفتح بن ابراهیم الخیام فی رسالة وضعها فی علم الکلیات للملک العادل فخر الملک بن مؤید الملک فصل:
بدانکه کسانی که طالبان شناخت خداوند سبحانه و تعالیاند چهار گروهاند:
اول: متکلمانند و ایشان بجدل و حجتهای اقناعی راضی شوند و آنقدر بسنده گردند.
دوم: فلاسفه و حکما که ایشان بادلهٔ عقلی صرف در قوانین منطقی طالب شناخت گردند و بهیچ گونه بادلهٔ اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز بشرایط منطق وفا نتوانستند کرد و از آن عاجز آمدند.
سوم: اسماعیلیه و تعلیمیان بودند، ایشان گفتند که طریق معرفت جز اخبار مخبر صادق نسیت، چه در ادله معرفت صانع و ذات، پس اولیتر آن باشد که قول صادق طلبند.
چهارم: اهل تصوف که ایشان بفکر شدند و نفس ناطقه را از کدورت طبیعت و حیات بدنی منزه کردند، چون جوهر صافی گشت و در مقابل ملکوت افتاد صورتهای آن بتحقیقت در آنجا پیدا شد، بیهیچ شکی و شبهتی و این طریق از همه بهترست چه معلوم شده است که هیچ کمالی از حضرت خداوندی منحول به نیست، در آنجایگه منع و حجاب نه، پس هرآنچه را نبود از جهة کدورت طبیعت باشد، اگر همه حجب زایل شود و حایل و مانع دور گردد، حقایق چیزها چنان باشد پیدا شود و سید عالم علیه السلم بدین معنی اشارت کردست،