این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
۱۴۹
مجله شرق
دو قصیده مرثیه
از امیرالشعراء معزی نیشابوری
سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی از بزرگترین پادشاهان ایران بود و وزیر معروفش خواجه نظام الملک قوام الدین ابو علی حسن بن علی بن اسحق طوسی از بزرگترین رجال ایران، این وزیر بزرک در دهم رمضان ۴۸۵ بسن ۷۷ سالگی در نهاوند بزخم کارد یکی از ملاحده کشته شد و ۳۶ روز بعد یعنی در ۱۶ شوال همان سال ملکشاه در گذشت و این دو واقعه تاریخی را بزرگترین شاعر آن زمان معزی نیشابوری در دو قصیده شرح داده است، چون دیوان معزی مشتمل بر ۱۸۵۰۰ شعرست و ممکنست باین زودیها چاپ نشود این دو قصیده را که برای مورخین متضمن فوایدیست و از زبان بزرگترین گویندهٔ آن زمان مترجم احساسات آن عصر نسبت باین دو مرد بزرگست در صحایف مجله انتشار میدهیم؛ قصیدهٔ اول در مرثیه شاه و وزیر هر دوست و قصیدهٔ دوم در رثای وزیر.
قصیدهٔ اول
| شغل دولت بیخطر شد کار ملت باخطر | تا تهی شد دولت و ملت ز شاه دادگر | |||||
| مشکلست اندازهٔ این حادثه در شرق و غرب | هایلست آوازهٔ این واقعه در بحرو بر | |||||
| مردمان گفتند شوریده است شوال ای عجب | بود ازین معنی دل معنی شناسان را خبر | |||||
| سر این معنی کنون معلوم شد از مرگ شاه | ملک و دولت در مه شوال شد زیرو زبر | |||||
| رفت در یک مه بفردوس برین دستور پیر | شاه برنا از پی او رفت در ماهی دگر | |||||
| شد جهان پرشور و شر از رفتن دستور شاه | کس نداند تا کجا خواهد رسید این شور و شر | |||||
| این بلاها هیچ زیرک را نبد اندر ضمیر | وین حوادث هیچ دانا را نبد اندر فکر | |||||
| کرد ناگه قهر یزدان عجز سلطان آشکار | قهر یزدانی ببین و عجز سلطانی نگر | |||||
| ای دریغا اینچنین شاهی وزیری اینچنین | چون برفتند از جهان ناگاه با آن زیب و فر | |||||
| دهر پر تنبل بجیحون با پدر شد قهرورز | چرخ پر دستان بدجله با پسر شد کینهور | |||||
| از وفات هر دو خسرو بر کنار هر دو آب | صد هزاران خلق را آتش فکند اندر جگر | |||||