کاری ازو و وارث از صادر نمیشود. همان نامه که مرحمت میشود شرایط آن برقرار و مستدام داشته باشد.
شرط دویم از شروط سبعه اینکه حضرت نایب السلطنه العلیة حکم صادر فرمایند که تدارک کافی و وافی و بعضی مایحتاج که در ورود اهل انگلیس ضرور است در همان مکان که بنای آبادی تازه در آنجا خواهد شد فراهم آرند که در حین ورود بآن سرزمین اقلا تا مدت یک سال جای پناهکاه و آذوقه و سایر مایحتاج بانها بدهند و هرچه بهر کس میدهند باسم همانچیز قبض بگیرند و در قبض قید نمایند که از روز کارسازی تا مدت پنج سال یا مثل همانچیز را و یا اینکه بقدر قیمت آنها از مال تاجر هرچه خواسته باشند بگیرند و بالاخره یا از حاصل و محصول همان آبادی تازه عوض آنها را بگیرند و نواب والا نایب السلطنة العلیه عباس میرزا همه اوقات در این فکر بوده باشند که اهل آبادی تازه را از تاختوتاز و از آشوب و انقلاب مردم محافظت نمایند و برای حفظ و حراست اهل آنجا لشکری بقدر کفاف از سوار و پیاده تعیین فرمایند که در میان اهل آنجا قرار گرفته و تا زمانی که کارگران اهل آبادی تازه اقرار نمایند که اهل آنجا میتوانند خودشان را از آسیب دشمن محافظت نمایند جماعت لشکر در آنجا بمانند و بعد از آنجا بیرون آمده باهل آبادی واگذارند و نیز در عهدنامه قید شود که هرقدر آدم که کارگذاران آبادی تازه صلاح دانند همان قدر لشکر معین شود.
شرط سیم از شروط سبعه اینست که همین آبادی تازه در زمان حال و استقبال بلکه همیشه از هر قسم باج و خراج و سرانه و غیره معاف بوده باشند. چنانچه[۱] در این باب عالیجاه میرزا صالح نیز بنابر مرحمت و جوان مردی نواب والا نایب السلطنة العلیه عباس میرزا شرحی در کاغد اخبار لندن نوشته در میان مردم منتشر ساخت و هرچه باج و خراج و سرانه اهل آبادی تازه است همانست که در نتیجهٔ دویم و هفتم میشود و در عوض معافه بودن اهل آبادی تازه اهل ایران از علوم و از هنرها و فنون فرنگستان بهرهها و نفعها حاصل خواهند کرد و روز بروز ترقیها خواهند نمود، خصوص در علم نظام و لشکرداری و از علومی که در مدرسههای نظام و غیره درس خواهند داد چنانچه۱در شرط اول اقرار بر آن شده است. بقیه دارد
- ↑ بخطا بجای «چنانکه»