نیز هیچکاه از تکلم بآن دست نکشیده بودهاند کتبی نوشته و آثاری از این زبان بخط عربی یعنی خطیکه مسلمین ایرانی بعداز استیلای عرب قبول کرده بودند بیادگار گذاشته بودهاند ولی بدبختانه از آن کتب امروز دیگر اثری بجا نیست یا لا اقل ما بر وجود آنها اطلاعی نداریم.
ذکر بعضیاز این نوشتههای فارسی بخط عربی (نه بخط پهلوی) در پارهای از کتب قدیم عربی یا فارسی بدست میآید و غرض ما در طی این مقالهٔ مختصر اشارهٔ بهمانهاست.
اولین کتاب از این قبیل که ذکر آنـ باقیست کتابی است از بهآفریذ پسر ماهفروذین یکی از مدعیان پیغمبری که در عهد دعوت ابو مسلم خراسانی در خراسان ظاهرشده و کسیکه خبر این شخص و کتاب او را بما رسانده ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (۳۶۲–۴۴۰. هـ) است و او در کتاب الاثار الباقیه در باب به آفریذ و کتاب او میگوید:
«در ایام ابو مسلم صاحب دعوت بنی عباس مردی خروج کرد بنام بهافریذ پسر ماهفروذین و ظهور او از روستای خواف از روستاهای نیشابور و از قریهای بود باسم سیراوند این شخص اصلاً از اهل زوزن بود و در ابتدای امر هفت سال غیبت کرد و بچین رفت و بعداز برگشتن با خود از طرفههای آن سرزمین پیراهنی آورد سبز رنک و چون آنرا درهم میپیچید از شدت نازکی و نرمی در مشت جای میگرفت. شبها بر گنبدی بالا میرفت و صبح از آنجا بزیر میآمد و مردی برزیگر بر او دیدهبانی میکرد. بهافریذ میگفت موقعیکه از پیش چشم مردم تا پدید بود بآسمان صعود کرده و بهشت و جهنم را به او عرضه نموده بودند خداوند