پرش به محتوا

برگه:Archive of Šarq magazine.pdf/۱۷۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۸۰
لرد بایرون

سرکش او آرام و قرار نداشت و او را باینطرف و آنطرف بسیاحت بروبحر می‌کشید. بایرون مشاهدات و تجارب خود را در طی این مسافرتها برشتهٔ نظم درآورد و در نتیجه دو قسمت اول از منظومهٔ «چایلدهرولد» که یکی از بدیعترین شاهکارهای او می‌باشد بوجود آمد. این منظومه سراسر مملو از احساسات عمیق و رنک‌آمیزی و نقاشی‌های استادانه بی‌نظیر است و اقبال و توجه عموم نسبت بدان بقدری بود که در عرض یک‌ماه هفت مرتبه بطبع رسید و شاعر جوان به قول خودش «یکروز صبح بیدار شد و خود را مشهور عالم یافت!»

ثمره دیگر این مسافرتها افسانه‌های منظوم «گوهر» «عروس آبیدوس» «دزد دریائی» و «لارا» است که همه آمیخته با عواطف عاشقانه و احساسات تند و مهیج می‌باشد.

در ۱۸۱۳ بایرون بانگلستان مراجعت کرد و در لندن اقامت گزید. بواسطه صباحت منظر و زیبائی او زنها خیلی بوی راغب بودند و در مجالس و محافل گرد او جمع می‌آمدند لیکن او با دیدهٔ تحقیر بدانها می‌نگریست و در جائیکه راجع بایشان صحبت می‌دارد میگوید «زنها بچشم من مخلوقاتی ظریف و زیبا ولی در عین‌حال حقیر و فرومایه هستند… زنان را من کودکانی رشد کرده می‌دانم»

در ۱۸۱۵ دختری نجیب را بحباله نکاح درآورد و سال بعد نیز کودکی برایش متولد شد لیکن چون طرفین از ابتدا علاقه و محبت باهم نداشتند و بعلاوه شاعر دارای اخلاقی تند و زندگانی غیر منظم بود لهذا زوجه‌اش از او بستوه آمده بخانه پدرش رفت و دیگر حاضر بمراجعت به نزد وی نشد. این جدائی زن و شوهر تأثیر سوئی در اذهان عامه کرده و همه تقصیر را بگردن بایرون