ننهاد و سال بعد شوهر اختیار کرد. این یأس و ناکامی در روح شاعر جوان بسیار سخت و ناگوار افتاد و خاطره آن تا آخر عمر همواره در قلب وی باقی بود.
در ۱۸۰۵ بمدرسه عالی «کمبریج» که غالب شعرا و نویسندگان نامی انگلیس نیز در آنجا تحصیل کردهاند داخل شد و در آنجا هم بدروس مدرسی اعتنائی نکرده غالب اوقات خویش را بسواری و شکار و تیراندازی و سایر ورزشهای بدنی میگذرانید
هنگامیکه هنوز در «کمبریج» بود شروع بسرودن پاره اشعار کرد و در ۱۸۰۸ اولین اثر فکر و قریحه خود را در یک جلد باسم «ساعات بیکاری»منتشر ساخت. این اشعار غالباً سست و نارسا بود و از دهاء و قریحه ممتاز او که بعدها آن همه آثار بدیعه بوجود آورد کمتر در آنها اثری مشهود بود بدینجهة یکی از مجلات کتاب مزبور را مورد انتقاد قرار داده مقاله شدیدی دربارهٔ آن نوشت. شاعر جوان از این حمله و انتقاد آزرده خاطر شده با خشم و هیجانی که ناشی از طبیعت عصبانی و روح عاصی او بود منظومهٔ بنام «شعرای انگلیس و جریدهنگاران اسکاتلند» در هجو منتقدین و حمله ببعضی از معاصرین خود انتشار داد و تندی لحن و اشعار و تازگی اسلوب آن بقدری مقبول عامه افتاد که چاپ اول آن در عرض یکماه تمام شد و افکار مردم متوجه شاعر جوان گردید.
در سنه ۱۸۰۹ بایرون بعزم آمدن به ایران و هندوستان از انگلیس خارجشده پرتغال و اسپانی و یونان را سیاحت نمود و به عثمانی رفت که از آنجا بایران بیاید لیکن در اسلامبول فسخ عزیمت ایران را کرد و مدتی در همان شهر اقامت نمود. اما روح