معنی کلمه نیروانه کاملا معلوم نیست بعضی آن را فنای تام گفتهاند برخی آن را نجات از هواجس نفسانی و آزادی از شهوات دانستهاند در کتب بودائی مسطور است که نیروانه نفی عالم و معلوم و خلو از دانش و فراغ از افکار است.
لکن شوپنهاور کلمه نیروانه را بمعنای فنا و عدم نمیگیرد.
روزی که انسان یگانگی افراد بشر را دریافت و ریشه خودپسندی و شخصیت و انانیت را برآورد خود را همه شناخت و همکاران را در خویش دید خواهش تن خواهش نفس را فرو کشت و فرو نشاند البته نه عالمی و نه معلومی و خواهندهء و نه خواسته باقی نمیماند و صلح و سلام ظهور میکند
آنان که از مقام و مرتبه کنونی بآن حال تفکر میکنند گویند پس از اطفای خورشید اراده چه نوری عالم را روشنائی میدهد و از وجود شخص چه میماند-جوابش این است که از لحاظ شما-هیچ.
اما.برای خود آن شخص دنیای ما با خورشیدها و ستارگان و کهکشانش چیست و چه منزلتی دارد هیچ[۱]
چند سطر از افکار لارشفوکو
اگر ما خود عیب نمیداشتیم از نظاره عیب دیگران چندان لذت نمی بردیم...
اگر ما خویشتنبین نمیبودیم از خویشتنبینی دیگران نمینالیدیم
اینکه ما گمان میکنیم بعضی چیزها محالست بیشتر برای آنست که برای خود عذری آورده باشیم.
بهمان اندازه که آسانست خود را فریبدادن و توجه بدان نکردن بهمان اندازه دشوارست دیگران را فریفتن چنانکه متوجه آن نگردند.
افتخار مردان بزرک را همیشه باید با وسایلی که برای یافتن آن بکار زده اند سنجید..
آنکه گمان میکند بتواند در خود چیزی بیابد که وی را از همهکس بینیاز کند سخت در اشتباه هست اما آنکه گمان میکند که دیگران نتوانند ازو بینیاز گردند در اشتباهی بزرگترست.
ناتوانان نمیتوانند راستکو باشند.
- ↑
چون بصورت آمد آن نور سره شد عدو چون سایههای کنگره کنگره ویران کنید از منجیق تا رود فرق از میان این فریق مولوی