برگه:Anvari poems.pdf/۳۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
دیوان انوری
۳۴
 

در مدح عمادالدین پیروزشاه

 شاها، زمانه بندهٔ درگاه جاه تستاسلام در حمایت و دین در پناه تست 
 پیروزشاه عادلی و بر دوام ملکبهتر گواه عدل بود و او گواه تست 
 گردون غبار پایهٔ تخت بلند توخورشید عکس گوهر طرف کلاه تست 
 هر آیت از عنا و عنایت که منزلستدر شان بدسگال تو و نیک خواه تست 
 سیر ستارگان فلک نیست در بروجبر گوشهای کنگرهٔ بارگاه تست 
 چشم مجاهدان ظفر نیست بر قدربر سمت تو و رایت و گرد سپاه تست 
 قدر تو گفت چرخ نهم را که: کیست آن؟تعریف خویش کرد که: خاشاک راه تست 
 رای تو گفت خرمن مه را که: چیست آن؟تقدیر گفت: سایهٔ چتر سیاه تست 
 ای خسروی، که واسطهٔ عقد روزگارتا سال و ماه دور کند، سال و ماه تست 
 با نوبت فلک بصدا هم نفس شدهبا نوبتیت گفته که: خورشید داه تست 
 با خاک بارگاه تو من بنده، انوریگفتم: چو زنده جان نژندم بجاه تست 
 قسمم ز خدمت تو چرا دوری اوفتاد؟گفت: انوری، بهانه چه آری؟ گناه تست 
 گفتم که: آب جیحون، گفتا: خری مکنبگذر، که عالمی همه آب و گیاه تست 
 گفتم: بطالعم خللی هست؟ گفت نیستعیب از خیالهای دماغ تباه تست 
 یوسف نه‌ای و بیژن، ارنه بگفتمی:کندر ازای مجلس شهِ بلخ چاه تست 
 گفتم: توقف من ازین جمله هیچ نیستای حضرتی، که چرح نمودار گاه تست 
 زان اعتمادهاست که چون روز و چون شبمبر مدت کشیده و روز پگاه تست 
 گفتا: ضمان تو که کند، ای شغب فزای؟گفتم که: حفظ دولت تشویش کاه تست 
 تا کهربا چو دست تصرف برد بکاهاز عدل شه خطاب رسد: کین نه کاه تست 
 پیروز شاه باد و ندا از زمانه این:پیروز شاه احمد بوبکر شاه تست 

یمدح الصدر کمال‌الدین محمد

 گر چرخ را در این حرکت هیچ مقصدستاز خدمت محمد بن نصر احمدست 
 فرزانه‌ای که بابت گاهست و بالشستآزاده‌ای که درخور صدرست و مسندست 
 با بذل دست بخشش او ابر مدخلستبا سیر برق خاطر او ابر معقدست