باو تعلیم نمود بعد از آنکه فراغت از تحصیل و تعلم این فنّ حاصل کرد از جانب دولت بیک شغل مختصری سرافراز آمد و در طیّ آن شغل و خدمت درستکاری و حسن رفتار خود را ظاهر ساخته تا پس از چند سال که سنه هزار و هشتصد و هفتاد بود اهل ولایت و ابنای وطن مشارالیه او را بریاست مجلس عدلیّه شهر اری کُونْتی منتخب نمودند چند سال هم متقلّد این شغل و عمل بود تا اینکه در سال هزار و هشتصد و هشتاد و یک بکدخدائی شهر بوفاله منتخب و برقرار کردید در این عمل نیز چندان لیاقت و حسن سلوک از او بروز و ظهور یافت که در سنه هزار و هشتصد و هشتاد و دو بوالیکری ولایت نُیزُک منتخب و منصُوب شد و تا کنون در این حکومت و ولایت جلیله در کمال افتخار و نیکنامی باقیست و در ماه مارس آینده مطابق منتصف جمادیالاولی سنه هزار و سیصد و دو هجری بریاست جمهور برقرار و متمکّن خواهد شد
بقیّه روزنامهٔ سفر اعلیحضرت شاهنشاهی دام ملکه بنمارستاق
همه جا همینطور از توی درّه و کنار رودخانه میرود تا انتهای درّه آنجا آب دو قسمت میشود یک قسمتش از درّه مستقیم روبرو میآید و قسمت دیکر از درّه دست چپ که راه قریهٔ ناحیه است ما از همان درّه دست چپ همه جا از کنار رودخانه رانده تا وارد ناحیه شدیم قریهٔ ناحیه در درّه واقع است که اطراف آنرا از چهار طرف کوه احاطه کرده است آن آبی که از درّه دست چپ راه جاری بود از وسط حقیقی همین درّه ناحیه میکذرد اینجا هم خانوار زیاد و جمعیّت بسیاری دارد که تقریباً سیصد چهارصد خانوار میشود مالیّات این ده جزو محلّ مصارف قورخانه و در دست جهانکیرخان است محصُول اینجا را هنوز درو نکردهاند و معلوم میشود هوایش از قریهٔ آوز و ازکلا سردتر است چرا که وقت درو حاصل آنجاها رسیده بود و مشغول درو بودند اینجا بیست روز دیکر تا وقت درو طول دارد چون ذرة تنک و کموسعت است اُردو در بالای ده متفرّق افتاده است سرا پرده را در وستعکاه باصفای بسیاری خوبی زدهاند که آب این ذره تماماً از جلو چادرها میکذرد اکر چه درخت ندارد امّا چمن باصفای خرّم خوبی است هوای اینجا خیلی سرد است امروز معلوم شد که این لفظ کلائی که مازندرانیها در آخر اسم بعضی از دهات میکویند مقصُود عُلیاء است که بمعنی بالا باشد بدلیل اینکه بدهِ اوّل که رسیدیم اسمش اوز تنها بود از آنجا که کذشتیم به اوز کلا رسیدیم که معلوم شد ده بالائی مقصود است و کَلا عبارت از عُلیاست از قراریکه میکفتند اهل این قریه تابحال شتر ندیده بودند و امروز که پیشخانه آمده بود و شتر را دیده همه ترسیده بودند