|
نُمرهٔ بیست و پنجم |
|
شهر ربیعالاوّل ۱۳۰۲ |

کوههای قُرق دوشانتپه و جاجْرود بواسطهٔ بسیاری شکار پلنک زیاد دارد چنانکه بندکان اعلیحضرت قویشوکت اقدس همایون شاهنشاهی خلدالله تعالی ملکه و دولته تاکنون بمرور قریب بیست پلنک در این شکارکاهها بدست مبارک صید فرمودهاند از جمله روز بیست و یکم ربیعالاوّل که موکب همایونی تشریف فرمای دوشانتپه کردید یک پلنک بدست مبارک صید شده و چند نفر را هم زخمی کرد باز بفاصله سه روز دیکر که روز بیست و چهارم همین ماه بود بندکان همایون شهریاری تشریف فرمای دوشان تپّه شدند در حالتیکه برف بشدّت میبارید و هوا در نهایت سردی بود پلنکی دیکر پدید آمده فوراً صید دست همایون کردید و چند تیر کلوله بدست مبارک باو زدند تا از پای در آمد چون پلنکی بسیار قوی و عظیمالجثه بود که تا کنون چنین پلنکی دیده نشده بود لهذا صورت آنرا بعینه از روی جثه و لاشه آن ساخته و در این روزنامه شریفه بطبع رسید و این پلنک از سر تا دمش بقدر سه ذرعست در موقع این شکار شاهانه میرزا محمّد حسین ادیب ملقّب بفروغی رئیس دارالطّباعه مبارکهٔ دولتی و ناظم دارالتّرجمه خاصهٔ همایونی مختصر قصیده غرّا بنظم آورده در خاکپای مبارک زیاده از حد پسندیده و مستحسن افتاد و طبع آن مقرّر آمد و صورت آن قصیدهٔ فریده از قرار ذیل است
| پلنک نوزدهُم نیز با کمال غُرور | قدم نهاد بمیدان خُسرو منصُور | |||||
| پلنک هیجدهم را دو روز پیش ندید | که بود صد ره ازو بیشتر بخود مغرُور | |||||
| نمود ناله پس از غرّشی چو غرش رعد | باحتیاط نمود از پُل حیات عبُور | |||||
| پلنک نوزدهم چون پلنک هیجدهم | خبر نداشت که بیحاصلست خرمن زور | |||||
| پلنک نوزدهم از پلنک هیجدهم | هزار بار فزونتر جسور بود و غیُور | |||||
| ملک چکویم سُبحان واحد القهار | بقهر خویش نمود آن غیُور را مقهوُر | |||||
