برگه:2015.376860.Hfti-Aiqlym.pdf/۲۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۰
هفت اقلیم

قیامت و حشر و نشر ایمان آورد - و سطیح و شق هر دو در عصر ربیعه بودند - سطیح بغرابت خلقت و مهارت در فن کهانت شهرت تمام داشته - و باتفاق مورخان در اعضای او استخوان نبوده مگر کله و سر دست و اصابع - و بعضی برآنند که روی وی در سینه‌اش بوده - هرگاه در غضب رفتی پر باد شده بنشستی و مطلقا بر قیام قدرت نداشتی و او را مانند جامه درهم پیچیده بمجالس میبردند - و چون میخواستند که کهانت کند و از امور مخفیه خبر دهد بسان مشک روغن میجنبانیدند - و سطیح میگفت که یکی از جنیّان که در حین تکلم حضرت عالم السرّ و الخفیات با مضرت موسیٰ استراق سمع کرده بود مرا بر مغیبات مطلع میگردند - و سطیح مدت ششصد سال در جهان فانی زندگانی نمود - و شق نیز در کهانت مهارت موفور داشته - و پسر خالهٔ سطیح بود و به سطیح در یکروز متولد شده و او بصورت یکنصف آدمی بوده - القصه بعد از ربیعة بن نصر اللخمی مرثد بن عبد کلال که برادر مادری تبع اصغر بوده پادشاه شد و او نیز خوابی دید که ظهور ملت حضرت علیه‌السلام و التحیة از تعبیر آن بوضوح می‌پیوست - و بعد از چهل و یک سال زمام مهام سلطنت را در قبضهٔ اهتمام و اقتدار پسر خود ولیعه نهاد - ولیعه سی و هفت سال سلطنت رانده ابرهه بن الصباح صاحب ملک و مال گشت - و نسب ابرهه بکعب بن سباء الاصغر الحمیری می‌پیوست - و از عقب وی مباح بن ابرهه بر مسند حکومت تکیه زده پانزده سال روی بضبط ملک و مال آورد - و بعضی از مورخان را اعتقاد اینست که بعد از سلطنت مباح بن ابرهه صبح دولت حسان بن عمرو بن تبع الاوسط از مشرق امید دمیده - و پس از حسان ذوشنا تر بعنف و نیرنگ زمام امور جهانبانی را بقبضهٔ تصرف در آورد - و بارتکاب فسق و فجور مشغول بوده - چنانچه هر جا نام