برگه:2015.376860.Hfti-Aiqlym.pdf/۱۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۲
هفت اقلیم

همیشه اوقات را در تحقیق احوال ابرار و اخبار اخیار مصروف میداشت - و از بهار فوائد و اشعهٔ انوار عواید ایشان اعتراف و اقتباس مینمود - تا آخر بنابر وفور خواهش خود و اشارهٔ بعضی از دوستان خاطر بدان قرار گرفت که تذکرهٔ جمع سازد از نظم و نثر تا زمان حال را کاری و ایام مستقبل را یادگاری باشد - و بعد از شش سال که لیل و نهار بدان مواظبت نموده شد کتابی بحصول پیوست مملو از اشعار و اخبار و حکایات و آثار که هر صفحه‌اش گلزاریست روح‌افزا که دماغ اهل خبرت را معطر میدارد - و هر ورقش چمنی است خرم و زیبا که دیدهٔ ارباب بصیرت را منور میسازد ✽

✽ شعر ✽

  بدانی چو نیکو درو بنگری  
  که جان کنده‌ام تا تو جان پروری  

اگر چه نظارگیان از گل و ریاحیین آن بوستان دماغ جانرا معطر و مورد میگردانند اما از لذت نقل آن ثمرات هنی بنابر افزونی عبارت و زیادتی کتابت بی منفعت و محروم میمانند - لاجرم بخاطر رسید که از هر خرمن آن دانهٔ و از هر کیلش پیمانهٔ جمع ساخته کتابی علیحده تصنیف نماید تا همه کس را از نقل و مطالعهٔ آن حظ وافر و نفعی متاثر باشد ✽

✽ فرد ✽

  بر آن سواد هر آنکس که دیده بگشاید  
  بعینه بودش در نظر سواد بهشت  

امید از حضرت باری جل و علا میدارد که این مشت خذف ریزه مقبول طبع سخن شناسان و مطبوع خاطر نکته سرایان گردد - اگر خطا و سهوی دست داده باشد بکزلک عفو تراشیده از قلم أملاح راست سازند - و اگر در فکرت ندرتی بکار نرفته باشد بزرگی نموده خرده نگیرند - چه فصحلی