پرش به محتوا

برگه:کمال الملک - حسنعلی وزیری - چاپخانه بانک ملی ایران.pdf/۸

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
–۲–

هنگامی که میهن ما سر فکنده و بیچاره بود و دیگران ناچیزش شمرده بحقارت بدو مینگریستند نمایندگان خارجه در ملاقات این بزرگ و دیدار هنرش سر تعظیم فرود آورده باقرار بزرگی و شخصیتش احترام مینمودند.

خاطر دارم هنگامی که قرار داد روح آسایش و پایداری ملک را لرزان میداشت، نمایندگان آمریکا که برای مطالعه بایران آمده بودند به محفل استاد گذر کردند از دیدارش در شگفتی خورسند و روشن شده (جاکسن) یکی از آنها در گفته خود بصراحت و محکمی ادعا کرد که «تا ایران کمال الملک و فردوسی دارد از عبودیت و تحقیر برکنار است». اینگونه مدارک و از این نمونه‌ها که معرفی و بیان احساسات و بزرگی استاد را در میهن دوستی، تربیت، اخلاق، هنر و نوع پروری مینماید بسیار است که بمرور بنظر خوانندگان خواهد رسید ولی جای افسوس است که هرچه زمان گوهر تابناک برای ما تهیه نماید بجای آنکه زینت تاج افتخار ملی و مشعل راه سعادت گردد در تیره‌گی جهالت بخاشاک اندوده میشود.

بجای آنکه از این مرد بزرگ نتایج سزاوار گرفته و از وجود گرانبهایش بهرور شوند در خستگی خاطرش فرونگذاشتند، رنجیده خاطر و خشمگین چهارده سال آخر عمر خود را در فراموشی و انزوا بسر برد.

درگذشتش حکومت بیعلاقه و ساکت بود حتی احترامی را که برای «ماکسیم گورکی» شاعر روسی بپا داشتند برای این افتخار ملی مضایقه نمودند گویا بزرگ ملت را بزرگ خود ندانسته خویش را علاقه‌مند به افتخارات ملی نشمردند. حس پیش بینیش گزارشهای بیست سال اخیر را بحقارت پرده بازی میشمرد از آنجا که عرق ملیت و حس بشریتش ملتهب و برافروخته بود در مقابل هیچگونه فشار و تحمیلی سر تسلیم فرو نیاورد و در عقیده روشن خود ثابت قدم و پایدار بود در ملک خویش آزاد میزیست: آری وجودش مملکتی بود.