برگه:کتاب نادرشاه از لارنس لاکهارت.pdf/۱۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی نشده‌است.


خاموش کرد و بپاس این خدمت بسمت والی قندهار منصوب گردید و اندکی بعد غلجائیها را نیز که قبیله‌ای بسیار نیرومند و متنفذ بودند و از دیرزمان در دشتهای حاصلخیز قندهار و زمین داور و دره‌های ارغنداب و تارنک اقامت داشتند سرکوب نمود و میرویس فرمانده آنانرا دستگیر کرد و تحت‌الحفط باصفهان فرستاد. میرویس بمحض ورود بپایتخت، به آسانی شاه سلطان حسین را فریفت و ذهنش را نسبت به گرگین خان مشوب ساخت بطوریکه شاه سلطان حسین ساده لوح نه تنها فرمانده افغانی را از زندان رهائی بخشید بلکه به وی اجازه بازگشت به قندهار داد. میرویس در بازگشت به قندهار نقشه قتل کرگین خان را طرح کرد و در فرصت مناسبی کار او را ساخت و با قبیله خود حمله سختی به پادگان ایرانیها و گرجیها برد و شکست فاحشی بر آنان وارد ساخت و عده بیشماری از ایشان را از دم تیغ گذرانید و بقیه را از قندهار اخراج کرد.

بمحض اینکه این اخبار هیجان‌انگیز بیایتخت رسید قوای عظیمی به فرماندهی کیخسروخان پسرخواهر گرگین خان بسرکوبی میرویس و استقرار امنیت در قندهار مأموریت یافت اگر چه کیخسروخان در آغاز غلجائیها را شکست داد لیکن سرانجام کشته شد و تنها عده معدودی از قوایش جان بسلامت بردند

بعد از کیخسرو عده‌ای دیگر از سرکردگان معروف مأمور دستگیری میرویس شدید لکن هیچکدام در این راه توفیق نیافتند و بالاخره میرویس پس از آنکه مدت شش سال با استقلال تام در قندهار بسر درد در سال ۱۱۲۸ هجری (۱۷۱۵ میلادی) جان سپرد و عبدالعزیز برادرش جانشین وی شد لکن چون واژه ناخوانا صلح‌طلب داشت واژه ناخوانا