پرش به محتوا

برگه:کتاب مستطاب ایقان - بهاءالله - مطبعه موسوعات مصر.pdf/۷۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

مردم بوده و همیشهٴ ایّام مشغول بزخارف قول میشدند که فلان علامت ظاهر نشد و فلان برهان باهر نیامد و این مرضها عارض نمیشد مگر آنکه تمسّک بعلمای عصر میجستند در تصدیق و تکذیب این جواهر مجرّده و هیاکل الهیّه و ایشان هم نظر باستغراق در شئونات نفسیّه و اشتغال بامورات دنیّهٴ فانیه این شموس باقیه را مخالف علم و ادراک و معارض جهد و اجتهاد خود میدیدند و معانی کلمات الهیّه و احادیث و اخبار حروفات احدیّه را هم بر سبیل ظاهر بادراک خود معنی و بیان مینمودند لهذا خود و جمیع ناس را از نیسان فضل و رحمت ایزدی مأیوس و مهجور نمودند با اینکه خود مذعن و مقرّند بحدیث مشهور که میفرماید حدیثنا صعب مستصعب و در جای دیگر میفرماید انّ امرنا صعب مستصعب لا یحتمله الّا ملک مقرّب او نبیّ مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان و مسلّم است نزد خود ایشان که هیچیک از این ثلاثه در حقّ ایشان صادق نیست دو قسم اوّل که واضحست و امّا ثالث هرگز از امتحانات الهی