اند رایات نفاق برافراختهاند و بر مخالفت این عبد اتّفاق نمودهاند و از هر جهت رمحی آشکار و از هر سمت تیری طیّار با اینکه باحدی در امری افتخار ننمودم و بنفسی برتری نجستم مع هر نفسی مصاحبی بودم در نهایت مهربان و رفیقی بغایت بردبار و رایگان با فقرا مثل فقرا بودم و با علما و عظما در کمال تسلیم و رضا معذلک فوالله الّذی لا اله الّا هو با آن همه ابتلا و بأساء و ضرّاء که از اعدا و اولی الکتاب وارد شد نزد آنچه از احبّا وارد شد معدوم صرف است و مفقود بحت باری چه اظهار نمایم که امکان را اگر انصاف باشد طاقت این بیان نه و این عبد در اوّل ورود این ارض چون فیالجمله بر امورات محدثهٔ بعد اطّلاع یافتم از قبل مهاجرت اختیار نمودم و سر در بیابانهای فراق نهادم و دو سال وحده در صحراهای هجر بسر بردم و از عیونم عیون جاری بود و از قلبم بحور دم ظاهر چه لیالی که قوت دست نداد و چه ایّام که جسد راحت نیافت و با این بلایای نازله و رزایای
برگه:کتاب مستطاب ایقان - بهاءالله - مطبعه موسوعات مصر.pdf/۲۱۴
ظاهر