موجود نگشته چنانچه جمیع بر این مطلب مقرّ و مذعنند و ایشانند محالّ و مظاهر جمیع صفات ازلیّه و اسماء الهیّه و ایشانند مرایائی که تمام حکایت مینمایند و جمیع آنچه بایشان راجع است فیالحقیقه بحضرت ظاهر مستور راجع و معرفت مبدء و وصول باو حاصل نمیشود مگر بمعرفت و وصول این کینونات مشرقه از شمس حقیقت پس از لقاء این انوار مقدّسه لقآء الله حاصل میشود و از علمشان علم الله و از وجهشان وجه الله و از اوّلیّت و آخریّت و ظاهریّت و باطنیّت این جواهر مجرّده ثابت میشود از برای آن شمس حقیقت بأنّه هو الأوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن و همچنین سایر اسماء عالیه و صفات متعالیه لهذا هر نفسی که باین انوار مضیئهٔ ممتنعه و شموس مشرقهٔ لائحه در هر ظهور موفّق و فائز شد او بلقآء الله فائز است و در مدینهٔ حیات ابدیّهٔ باقیه وارد و این لقا میسّر نشود برای احدی الّا در قیامت که قیام نفس الله است بمظهر
برگه:کتاب مستطاب ایقان - بهاءالله - مطبعه موسوعات مصر.pdf/۱۲۳
ظاهر