مردم غذای من از گیاه ارض است که بآن سدّ جوع مینمایم و فراش من سطح زمین است و سراج من در شبها روشنی ماه است و مرکوب من پاهای من است و کیست از من غنیتر بر روی زمین قسم بخدا که صدهزار غنا طائف حول این فقر است و صدهزار ملکوت عزّت طالب این ذلّت اگر برشحی از بحر این معانی فائز شوی از عالم ملک و هستی درگذری و چون طیر نار در حول سراج بهّاج جان بازی و مثل این از حضرت صادق ذکر شده که روزی شخصی از اصحاب در خدمت آن حضرت شکایت از فقر نمود آن جمال لایزالی فرمودند که تو غنی هستی و از شراب غنا آشامیدهئی آن فقیر از بیان طلعت منیر متحیّر شد که چگونه غنی هستم که بفلسی محتاجم آن حضرت فرمود آیا محبّت ما را نداری عرض نمود بلی یا ابن رسول الله فرمود آیا به هزار دینار این را مبایعه مینمائی عرض نمود بجمیع دنیا و آنچه در آنست نمیدهم حضرت فرمودند آیا نفسی که چنین چیزی نزد او باشد که او را بعالم ندهد چگونه فقیر است و این
برگه:کتاب مستطاب ایقان - بهاءالله - مطبعه موسوعات مصر.pdf/۱۱۳
ظاهر