این برگ نمونهخوانی نشده است.
حیات و بعث و ورود در جنّت محبّت الهیّه میشود و مندون آن حکم غیر آن که موت و غفلت و ورود در نار کفر و غضب الهی است میشود و در جمیع کتب و الواح و صحائف مردمی که از جامهای لطیف معارف نچشیدهاند و بفیض روح القدس وقت قلوب ایشان فائز نشده بر آنها حکم موت و نار و عدم بصر و قلب و سمع شده چنانچه از قبل ذکر شده لهم قلوب لا یفقهون بها و در مقام دیگر در انجیل مسطور است که روزی یکی از اصحاب عیسی والدش وفات نمود و او خدمت حضرت معروض داشت و اجازه خواست که برود و او را دفن و کفن نموده راجع شود آن جوهر انقطاع فرمود دع الموتی لیدفنوه الموتی یعنی واگذار مردهها را تا دفن کنند مردهها و همچنین دو نفر از اهل کوفه خدمت حضرت امیر آمدند یکی را بیتی بود که ارادهٔ بیع آن داشت و دیگری مشتری بود و قرار بر آن داده بودند که باطّلاع آن حضرت این مبایعه