1041 مینویسد « واما الاصل الآخر فملوك الجبال الملقبون باصفهبدية طبرستان و الفرجوار جر شاهية » و همچنین سید ظهیر الدین در تاریخ طبرستان و رویان و مازندران چندین بار این کلمه را ذکر مینماید و در موقع شرح طبرستان مینویسد « طبرستان داخل فرشوادگر است و فرشوادگر آذربایجان و گیلان و طبرستان و ری و قومش میباشد و برای این کلمه چند معنی هم مینماید و در موقع ذكر «گاو باره » مینویسد که خسرو انوشروان گاو باره را بانواع احترام ... مخصوص گردانید ... و فرشوادجر شاه در لقب او بیفزود ... و طبرستان را در قديم الأيام فرشواد جرلقب بود. » ( قسمتی ازین مطالب مأخوذ از حاشیه دار مستتر است و قسمتي مقتبس از تحقیقات پرفسر مرکوارت است بنقل آقای جمال زاده در حواشي مقاله راجع بمزدك در روزنامه کاوه شماره ٤ - ٥ سال اول دوره جدید ص ۱۲). ص ۵ س ۲ « همه تن او همچون سرست » ، دار مستتر که مطابق نسخ مورد استفاده خود این عبارت را همچون سر اسپ بود » داشته این وجه تسمیه را نپسندیده و میگوید این توجیه با خواندن تنسر که از تن و سر ترکیب میشود تولید اشکال میکند که و مخصوصاً موضوع اساسی را که روئیدن موست نمیرساند ، اگر فرض کنیم پهلوي همچنانکه نظایر آن غالباً دیده میشود بجای ما در نوشته མེདལ شده و یکی از دو حرف شبیه بیکدیگر را حذف کرده باشند [ وانگهی فرض کنیم که در اصل قلبی نیز واقع شده و صحیح ۳ماهه بوده باشد آن وقت تنورس ) تَنْوَرزو ( خواهیم داشت بمعنی کسی که مو بر تمام قن او رسته است . » و باین طور با تشدید نون در بعضی نسخ ( تنسر ) و با توجیه بهرام خورزاد نیز موافقت و مناسبت خواهد داشت . » ولی من گمان میکنم دار مستتر محتاج باین همه تكلف براي اصلاح این اشتقاق خيالي نبوده است بهرام خورزاد تن سر را بمعنی کسی که تن او مانند سر است تصور نموده است . ص ه س ه «رویان» همانست که در زمیادیست بصورت روذِتَ و در بندهشن بشكل رويشن مند آمده است (D) . ص ٦ س ٨ » از لذت نکاح ... امتناع نمود » ، در مذهب زرتشتي امر شده است که تا توانند از گوشه نشینی و در اعتزال بریاضت و پرستش خدای پرداختن و ترك دنيا گفتن بپرهیزند، در اوستا بالخصوص آمده است که «مردی که زن دارد برتر است هیچ از کسی که بتنهائی زیست کند، مردى كه يك خانه دارد برتر از آنکس که خانه ندارد ، آنكه يك پسر دارد برتر از آنکه پسر ندارد و آنکه توانگر است
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۹۷
ظاهر