<-01- عهد ساسانی بوده و اصلاً از نام یکی از آتشهای سه گانه بزرگترین یعنی آذرگشنسپ گرفته شده و این آتش اختصاص بطبقه سپاهیان داشته ) حاشیه اینجانب بردیوان ناصر خسرو ص ٦٥٧ ستون اول سطر ٦ و بعد دیده شود ) . صورت اصلی کلمه ور شنسب بوده و در پهلوی و شنسپ و گشنسب شده و بمعنی اسب نر است، در شعر فردوسی آذرگشسپ آمده است . دار مستتر بعد از توضیح مختصري که دربارۀ اصل كلمه میدهد میگوید « وجود این اسم ثابت میکند که سلسله شاهان طبرستان زردشتی بوده اند و نیز نیایش آتشهاي طبقاتی نسبة قديم است . » این استنباط دار مستتر در صورتی صحیح بود که نامۀ تفسر قطعاً در زمان اردشیر پایکان تحریر شده بود اما چنانکه در مقدمه گفتیم اصل پهلوي آن در روزگار خسرو انوشروان و بعد از درگذشتن قباد و كشتار عام مزدك ومزدكيان و بر طرف کردن مسلک و مذهب تازه که موبدان قوت بیشتری گرفته بودند انشاء شده است ص ٤ س ١٣ « فدشوارگر » ، نسخهٔ اساس « برشوار » دارد و در غالب نسخ تاریخ طبرستان و بیشتر کتب فارسی و عربی فرشوادگر شده است ، اصل کلمه پدشخوارگر بوده و در اوستائی پدشخوارگر یا تلفظ میشده و آن نام سلسله جبال جنوبی طبرستان است. در بدل شدن « خو » به « و » کلمه دشوار نظیر این لفظ است که آن نیز در اصل دشخوار بوده است. سلسله کوههاي پتشخوار یا پنشخوارگر در زمان ساسانیان نیز بهمین اسم نامیده میشده است چنانکه در کارنامهٔ اردشیر پایکان بهمان اسم ثبت است و این کوه شعبه ایست از رشته جبال آپارسین قدیم که در اوستا بنام او پایری سینا مذکور است و همان پتیشوارش است که در کتیبه دارا دیده میشود و بمعنی «پیش خوارکوه» است یعنی کوهی که پیش خوار واقع است و استرابون جغرافی نویس یونانی (۵۸) قبل از میلاد تا حدود ۲۵ پس از (میلاد این اسم پتشخوار را بسلسلة جبال البرز میدهد . پروکوپیوس مورّخ هم در موقع سخن کردن از کیوس ) برادر ارشد خسرو انوشه روان ) لقب وی را پتشوار شاه مینویسد و میگوید وي پسر قباد بود و مادر وی همان زمبیکه دختر قباد بوده است. این کلمه پتشخوار یا پستشخوار در کتابهای مؤلفین شرقی نیز دیده میشود، چنانکه ابن خرداذ به دركتاب المسالك والممالك خويش درضمن ملوكي که اردشیر آنها را شاه خوانده ذکر بدشوار گر شاه را میکند و در شرح قسمت شمالي خطه ایران ) جربي ( مينويسد « وفيه طبرستان و الرويان و جيلان و بدشو ارجر ، و ملك طبرستان و جیلان و بدشوار جر يسمّي جيل جيلان خراسان . » ابوريحان بيروني هم در الآثار الباقية در موقع ذكر «ملوك الجبال
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۹۶
ظاهر