و شنیده باشی افراسیاب ترك ، که با سیاوش غدر کرد ، در دویست موطن . اصحاب ما را با او مصاف افتاد ، بالجمله ظفر یافتند، تا آن وقت که او را و کشندگان سیاوش را بکشتند، واقليم ترك بكلی بگشودند ، پس امروز شهنشاه هر كرا بفضل و طاعت او مقر آمد، و خراج فرستاد، سایه حشمت خویش برو افکند ، و ه اطراف او مصون داشت از تعرض حشم خویش ، و بعد ازین همگی رای بران موقوفست که بغزو روم ، و لجاج با آن قوم ، مشغول شود ، و تاکینه دارا باز Σ نخواهد از اسکندریان ، وخزاین و بیت المال معمور نکند ، و از سی ذراری ایشان، شهرها که اسکندر از فارس خراب کرد ، آبادان نکند ، نخواهد آرمید ، و برایشان التزام خراج فرماید، چنانکه همیشه [به] پادشاهان ما دادند از زمین ۱۰ قبط و سوریه ، [که] عبرانیون غلبه کرده بودند بعهد قدیم ، چون بختنصر ) آنجا شد ، و ایشان را قهر کرد برای آنکه هوایی بد ، و آبی ناموافق ، وبيماريهاء مز من بود ، از مردم ما کسی آنجا نگذاشت ، و " آن ناحیت را بملك روم سپرد ، و بخراج قناعت کرد و تا عهد کسری انوشیروان برین قرار بماند S118 اما آنچه یادکردی از احوال خویش و جماعتی که با تو بطبرستان و 10 فنشو از گراند، بداند که تو یکی مردی از مردمان دنیا ، همان توانی کرد که دیگران کنند ، اگر خلاف کنی با همه دنیا کسی بر نیاید ، (۱) نسخه : بجمله ظفر مارا بود. (۲) نسخه : امروز هركرا بفضل وطاعت شهنشاه بگذراند . (۳) نسخه : مصون دارد. (٤) نسخه : وبسبب (ه) نسخه : التزام خراج بباید گرفت . (۷) نسخه : بود و مردم ما را بدان موضع سكون وتوقف ممكن نه ، (1) نسخه : بخت النصر . نسخه دیگر بود و مردم ما را بدان مسکن سکونت نه .
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۸۷
ظاهر