1311 تا در همه جهان نقد قلوب خلایق با او قلب شد ، و عداوت او در ضمير متمكن گشت ، و اعتماد از " قول و فعل او برخاست ، و سنت ، پیشینگان فرو گذاشت ، ٤ و بدعت این دبیر برداشت، چون گفتند بحد مغرب اسکندر خروج کرد او را بر T ابلق نهور نشاندند ، و عنان تکبّر بدست دادند ، چون بملاقات افتادند بعضی از و تقاعد " نمود ؛ و فوجي بتعاهد با دشمن مشغول شدند ، و جمعی برو جسته او را هلاك كردند ، اگر چه عاقبت پشیمان شدند، لیکن آن وقت که ندامت آن و خامت را مفيد نبود ، فَأَصْبَحَ يَقْلِبُ كفَّيْهِ عَلَى مَا أَنْفَقَ فِيهَا * و شهنشاه این معنی سنت نکرد که بعد او کسی ولی عهد نکند ، و ختم 1. A که نفر مود ، الا آنست آگاهی داد از انکه چنین باید ، و گفت « منع نمی کنیم ۱۰ بر رای ما خم کنند ، که ما بر علم غیب " واقف نیستیم ، وعالم غيب علوی است و ما در عالم کون و فساد در همۀ معانی و وجوه متضاد ، اهل این عالم را بران ١٥ 11 ۱۲ وقوف نباشد ، تواند بود که روزگاری آید متفاوت رای ما ، وصلاح روی دیگر دارد " ، و ١٤ آنچه نبشتی « واجب کند که با امنا ونصحا وارباب ذكا مشورت رود درین باب تا ولی عهدی معین گردانند، بداند که ما چنان خواستیم که ، شهنشاه درین رای از جهانداران متفرد باشد و با هیچ مخلوقی مشورت نکند ، و بسخن 10 ١٦
(۱) نسخه اساس: با امرا. (۲) نسخه، در ضمایر ) و این بهتر است). (۳) نسخه ، بر . (٤) نسخه : سنن . (ه) نسخه : نشانده (ه) نسخه : نشانده. (٦) نسخه : چون تلاقی فریقین واقع شد . نسخه : منع (۷) نسخه اساس : تعاقد ، نسخ دیگر : تباعد. (۸) نسخه اساس : خشم . (۹) نسخه نکردم (۱۰) نسخه : برجميع علوم . (۱۱) نسخه : نیستیم وعالم الغیب خداست و ما را در (۱۲) نسخه : اهل عالم وقوف نباشد. (۱۳) نسخه : ما ظاهر وهويدا گردد. (١٤) نسخه : دیگر (۱٥) نسخه : ذکا مشاورت نموده (١٦) نسخه اساس اینجا دوباره دارد «درین رای ».