14.1 1. ۲ ستوده سیرت ، محمود خلق ، مسعود خلق ، رستین ، نام ، چنانکه گفتند لَقَدْ طَن في الدُّنْيا مَنَاقِبُهُ الَّتي بأمثالها كُتُبُ الأنامِ تُؤَرّخ این بیری با او در نقضت مرتبه آمد، و تمناء درجه او در دل گرفت، و پیش از ٤ آنکه بدان منزل خواست رسید مرکب استعجال در جولان آورد ، و قنات طعن [و] تعنت با دوش نهاد، و شمشیر انتقام، برای آن مقام ، از نیام برکشید ، و دفع این مرد پیش اکابر ورؤساء در کتاب و خطاب میبرد و او نایب و خلیفه י تغولشاه بود ، چون کار از حد در گذشت، و از جوانی بيري نيار امید ، و صبر و آهستگی نداشت تا بدو رسد ، چنانکه گفتند V الكلب أحسن حالة وهو النهاية في الخماسة ممن ينازع في الرياسة قبل إبان الرياسة رستین روزی پیش شهنشاه شد ، و خلوت خواست ، و در آن تاریخ سخنها را که صریح در روی شهنشاه نتوانستندی گفت ، از خویشتن امثال و حکایات بدروغ فرو نهادندی ، و عرض داشتندی ، تا او در آن میانه سؤال و بحث کردی ، گفت بقاء ذاتِ شهنشاه تا مدت آخر دوران مقرون باد " ، [ حکایت ] . ا چنین شنیدم که وقتی در بعضی از جزایر شهری بود با خصب و امن ، و آن شهر را پادشاهی بود که تولیت آن از اجداد بدو رسیده بود و در جوار آن شهر ، جمعی از بوزنگان آرام گرفته و ایشان نیز با خفض عيش و يسعت رزق وفراغ ۱۱ (۱) نسخه : فرخنده (۲) در تاریخ طبری رسبین . (۳) نسخه : تعصب . (٤) نسخه : . قباي . (٥) نسخه : بر . (٦) نسخه : و تصبّر . (۷) نسخه : سخنهای صحیح صریح . (۸) نسخه : گفتا شهنشاه را سعادت بخت تا (۹) نسخه : دوران زمان باقی باد (۱۰) نسخ دیگر همه جا « بوزینگان » و «بوزینه». (۱۱) نسخه : خفض و معيش . ١٥
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۷۵
ظاهر