-YA- ما را خاضعين * نام نهادند در دین و کتب، با دیگر مناقبی که ما راست بهترین نامها ، و دوستترین در اولین و آخرین ما ، این بود ، تا چنان شدیم که حقیقت گشت ما را [که] این نام مذكر وواعظ ماست ، و عزّ ومكرمت ، و فخر ومرتبت ، بدین نام بر ما باقیست ، و ذل ومهانت وهلاك در تكبر و تعزّز و تجبر ، واولين و ه آخرین ما برین اندیشه و نیت بودهاند و هرگز از شاهان جز خیر و نیکوبی ندیدند ، و نیز پادشاهان ازیشان مطاوعت و موالات ، لاجرم آسوده و آرامیده ، محسود اهل جهان بودیم ، و فرمانفرمای هفت اقلیم، تا اگر یکی از ما گرد هفت کشور برآمدی هیچ آفریده را از بیم شاهان ما ، زهره نبود که نظر بی احترام بر ما افکنند ، برین جمله بودیم تا بعهد دارا بن چهر زاده ، هیچ پادشاه در گیتی ازو علیم و حکیم و ستوده سیرت و عزیز و نافذ حکم تر نبود ، و از چین تا مغارب روم هر که شاه بودند او را بنده کمر بسته بودند ، و پیش [ او ] خراج و هدایا ۱۰ ٤٠ فرستادند ، و بلقب او را تغول شاه گفتند، هر بلا و آسیبی که بدو و فرزند او * دارا و بأهل روزگار ایشان و تا اکنون بما رسید از ان بود که ، این تغول شاه مردی حریص بود بردنیا، و فرزند دوست داشت ؛ و از دوستی دنیا عشق فرزند ١٥ برو غالب شد که جز یکی نداشت، چنان دانست که اگر نام خود براونهد ، و تاج و سریر او را دهد، چون او بمیرد از شمار زندگان باشد ، و ذكر با نام او باقی بود هر روز از حرکات و سکنات او فالی میگرفت، و از بالیدن او جلال حال خود صورت میکرد، چنانکه گفتند إِذا تَرَعْرَعَ الْوَلَدُ تَزَعْزَعَ الْوالِد ، وباور نداشت (۱) نسخه : نام گویند. (۲) نسخه اساس : برين. (۳) نسخه اساس : و نیز از شاهان . (٤) نسخه اساس و فرزندان او . (ه) نسخه اساس : و از بالندد او . (٦) ن آ تزعزع .
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۷۳
ظاهر