پرش به محتوا

برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۷۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

از جن و انس ، آسیبی رسانند، و دیگر یقین دان هر که زود منظور چشمهاء خلایق شود در معرض هلاك آید از خویشتن بینی و بی مروتی ، و هر که خویشتن بین گردد عاصی شود در صلاح ، و هر که عاصی شد زود خشم گیرد ، و چون خشم گرفت تعدی کند، و چون تعدی کرد بانتقام او مشغول شوند تاهلاك • شود، و دیگران بسبب او نیست گردند ، پادشاه آن باید که تمام جهانداری بطاعت ٤ داری بدست آورده باشد، و خلاف اهواء دیده و مرارت ناکامی چشیده ؛ و از زنان و کودکان و خادمان و سرداران و دوستان و دشمنان قدح و توبیخ و تعريك يافته و من ترا درین حکایتی کنم که دانم که نشنیده باشی، ولاکن میترسم که این حکایت من باقی ماند در اعقاب ما ، و عاری بود ما و رای ما را ، با این ۱۰ همه یاد خواهم کرد ، تا علم ترا زیادت گردانم، بداند که ما را معشر قريش قریش خوانند، و هیچ خلت و خصلت ، از فضل و کرم ، عظیمتر از ان نداریم که همیشه در خدمت شاهان خضوع و خشوع و ذل نموديم ، و فرمانبرداری و طاعت و اخلاص و وفا گزیدیم ، کار ما بدین خصلت استقامت گرفت ، و بر گردن و سر همۀ اقالیم بدین بر آمدیم ، و ازینست که (۱) نسخه اساس : شود و در . (۲) نسخهٔ اساس : امرا . (۳) در نسخه اساس چنانست که لغام نیز ممکنست خواند، و بهر حال کلمه بر من مجهول است. (٤) نسخه اساس : هواء . (ه) ازین سه کلمه هیچ معلوم نیست که مراد چیست، شاید الفاظی بوده باشد که معنی خضوع را میرسانده ، در کتب عربی گاهی بر میخوریم باين تعبير كه الفرس قريش العجم ، آیا ممکن هست فرض کنیم که ابن مقفع یا ابن اسفندیار درین جا آن جمله را در نظر گرفته و در نامه ای که از زبان انشاء شده گفته باشند « ما را معشر قريش فرس خوانند» ؟ بهر حالت این تنها حلی است تفسر که بذهن اینجانب میرسد. (٦) نسخه اساس : که نديم .