-۲۰- ۲ را درجه و مرتبه معین ماند، و بكتابها و دیوانها مدوّن گردانند ، و حکایت تابوت آنست که در قدیم الایام پادشاهی بزرگ بود ، بر زنان خویش خشم گرفت ، و گفت من شما را بنمایم که مستغنیم از شما ، تابوتی فرمود ، و نطفه دران میریخت ؛ یکی از ان زنان نطفه بر خویشتن گرفت، فرزندی آمد ، دعوی کردند که مادر او ملکه است و پدر او تابوت ، و در توراة یهودی و انجیل نصاری چنانست که ، بعهد نوح علیه السّلام مردم بسیار شدند و زمين يك بدست بی آبادانی نبود، بنو لوهيم با دختران فرزندان آدم علیه السّلام اختلاط کردند ، جبابره از یشان پدید آمدند ، تا حق تعالی جل ذكره طوفان را سبب قهر ایشان گردانید ، پس شهنشاه در احتیاط نگهداشت مراتب بجایی رسید که ورای آن مزید صورت نبندد و حکم فرمود که ۱۰ هر که بعد ازو ازین سنّت بگذرد ، مستحق وضع درجه باشد و خون ریخت و غارت و جلا از وطن ، و گفت این معنی برای پادشاهان آینده نبشتم ، که شاید بود تمكين تقویت دین ندارند ، از کتاب من خوانند و کار فرمایند ، ويقين بباید 1 V A دانست که پادشاه نظام است میان رعیت و اسفاهی " ، و زینت است روز زینت و و ملجا و پناه است روز ترس از دشمن » و همچنین گفت که « شما شهرها و مفزع ۱۰ خزانها را از حوادث نگه دارید ، و زبان را از زینت (؟) ، باید که هیچ چیز را چنان نگه ندارند که مراتب مردم را ، ، و فرمود که « عهد من با آیندگان آنست که ، 1. خدم و مصالح خود بعقلا سپارند، اگرچه کارهاء حقیر باشد ، اکثر همه جاروب • (۱) نسخه : انجیل عیسی (۲) نسخه : بعد . (۳) نسخه : بهم رسید. (٤) نسخه اساس : که و کسی (ه) نسخه كه هريك بعد از ان. (٦) نسخه اساس : و جلالت وطن . 1 (۹) نسخه : مفر . (۱۰) ظ : و اگر (۷) نسخه : ندانند (۸) نسخه : سپاهی . (۹) نسخه : مفر .
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۶۵
ظاهر