پرش به محتوا

برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۵۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

1. صلاح روزگار آینده بهتر از ان گوش دارد که غم زمان خویش ، تا نیکنام دنیا و آخرت باشد، همچنانکه یکی از ملوك فارس خاقان را گفت « امروز از ترك كينه صد ساله بعد از خویش خواستم ، و هر پادشاه که برای خوش آمد امروز خویش قانون عقل جهانداری را فرو گذارد و گوید اثر فساد این کار صد سال دیگر ظاهر خواهد شد، من امروز تشقّی نفس نگذارم ، که من بدان عهد نرسم ،، هر آینه بباید دانست ، که زمان خلایق آن عهد، اگر همه نبیره او باشند ، بر تقریر گفت او ، دراز تر از ان باشد که بروزگار او . و طول مدت ذکر باقی تر ، و این معنی برای آن نبشتم از کار خویش تا بدانی که هر که با من مشورت کند ، همچنان [ است ] که با من نیکوئی کرده ، و چون نصیحت من در و اثر پدید آرد " ، ٤ ۲ ١٠ من از ان شادمانه شوم که مرا در دنیا شادی همین است ، و هیچ کس از شاهان زمین واهل قدرت ، با من نه احسان توانند کرد، و نه شادی دیگر برین فزود ، و عجب مدار از حرص و رغبت من بصلاح دنیا برای استقامت قواعد احکام دین ، چه دين و ملك هر دو بيك شكم زادند دو بنده ، هرگز از یکدیگر جدا نشوند، و صلاح وفساد و صحت وسقم هر دو يك مزاج دارد ، و مرا بعقل ورای ١٥ و فکرت خویش فرح بیش از انست که متموّل را بمال و پدر را بفرزندان ، ولذت من از نتایج رای بیشتر از ملان شراب و فنا ولهو و لعب ، چه مرا انواع سرور است : اول صورت صواب که بر ان اعتقاد کنم ، و نتایج آن که هر روز و شب میبینم ، ، (۱) نسخه اساس : خویش آمد. (۲) نسخه اساس : زیان. (۳) نسخه : در و مؤثر آید . (٤) نسخه : و هیچ کس از پادشاهان روی زمین و اهل قدرت و تمكين . (ه) كذا ، ظ : دوسیده ( حدس آقای دهخدا). (٦) در همه نسخ همچنین است و شاید « غناء » بمعني سماع صواب باشد .