پرش به محتوا

برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۵۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

طریقت و سیرت خویش رای و ساخته من نیست، مرا چه زهره آن باشد که دلیری ۲ کنم ، و در دین چیزی حلال را از زن و شراب ولهو حرام کنم؛ که هر که حلال حرام دارد ، همچنان باشد که حرام حلال داشته، ولیکن این سنت و سیرت از مردانی که ایمۀ دین بودند، و اصحاب رای و کشف ویقین ، چون فلان وفلان ، شاگردان شيوخ وحكماء متقدّم عهد دارا ، یافته ، و آنان فسادها دیده ، و از سفها وسفله مشافهه مسافهه شنیده، و اعراض و قلت مبالات والتفات از جهال در حق حكما Σ مشاهده کرده ، و احتساب و تميز برخاسته، و سیرت انسانی گذاشته ، و طبیعت حیوانی گرفته از تنگ آنکه هم راز و آواز مردم بی فرهنگ نشوند ؛ دل در سنگ شکستند ، و از روباه بازی گریخته ، و بارنگ و پلنگ آرام یافته ، بكلى ترك دنيا و ۱۰ رفض شهوات بسیار تبعات " او كرده ، ومجاهدة نفس وصبر وتجلد بر مقاسات ، [و] تجرع کاسات نامی پیش گرفته ، وهلاك نفس را برای سلامت روح اختیار فرموده ، که در توراة مسطور است هِجْرانُ الْجاهِلِ قُرْبَةٌ إلى الله عَزَّ وَجَلَّ ، [ نظم :] تو ویژه دو کس را ببخشای و بس مدان خوار و بیچاره تر از دوکس يكي نيك دان بخردی کز جهان بماند زبون در کف ابلهان ۱۰ دوم پادشاهی که از تاج و تخت بدر ويشى افتد وی از تیره بخت و معلوم شاه و شاهزاده جهان باشد، که حکما پادشاه با تمکین آنرا خوانند ، که (۱) نسخه : غرض من از تقرير طریقت و سیرت خویش . (۲) نسخه : که در دین دلیری کرده . (۳) نسخه : متقدم معاهد و معاصر دارا . (٤) نسخه : وسیرت دین معطل گذاشته . (ه) در نسخه اساس چنانست که مشقات نیز ممکنست خواند. (٦) نسخه اساس : تو دهره (۷) نسخه اساس : بدان خواه و بیچاره تر آن. (۸) نسخه : شاه و شهریار جهان ، نسخه دیگر : شاه و شهریار زمين .