پرش به محتوا

برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۴۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

مي بينم كه جمله را هلاك كنم و بی اندیشه این عزیمت را با مضا رسانم ، ارسطاطالیس این فصل را جواب نوشت، و گفت ] بدرستي در عالم امم بهر اقلیمی مخصوصند 1 بفضیلتی و هنری و شرفی که اهل دیگر اقالیم از ان بی بهره اند ، و اهل پارس ممیزاند ۲ بشجاعت و دلیری و فرهنگ روز جنگ، که معظم رکنیست از اسباب جهانداری و آلت کامگاری ، اگر تو ایشان را هلاک کنی بزرگتر رکنی از ارکان فضیلت برداشته باشی از عالم، و چون بزرگان از پیش بر خیزند لا محاله حاجتمند شوی که فرومایگان را بدان منازل و مراتب بزرگان بایی رسانید، و حقیقت بدان که در عالم هیچ شری و بلایی و فتنه ای و و بایی را آن اثر فساد نیست که فرومایه بمرتبه بزرگان رسد ، زنهار عنان همت ازین عزیمت مصروف گرداند ، و زبان تهمت 1 ۱۰ را که از سنان جانستان مؤثر و مولم تر است از کمال عقل خویش مقطوع V گرداند، تا برای فراغ خاطر پنج روزه حیات بتخمین نه بر حقیقت و یقین شریعت و دین نیکو نامی منسوخ نشود فإنما المرة حديث بعده [ رباعی : ] فكن حديثاً حَسَناً لِمَنْ وَعَى (۱) بعض نسخ دارد: نوشت که بدرستی که در عالم ، نسخه اساس که از اول افتادگی دارد باين عبارت ابتدا ميشود : السفلة الي مواضع العلية فانصرف عن هذا الرأى معنى آنست که بدرستی در عالم . ازین جا معلوم میشود که در آن نسخه متن نامه ارسطاطالیس را بعربی نیز آورده بوده است . (۲) نسخه : که عظیمتر رکن است. (۳) نسخه : بزرگان رسانی ، نسخه اساس : بای رسانند ) اصلاح متن از آقای دهخداست ) . (٤) نسخه : گردانی . (ه) نسخه : و زبان عقوبت ملامت را ، نسخۀ دیگر : و زبان عقوبت را . (٦) نسخه : از نسبت کمال خویش . (۷) نسخه اساس : منقطع مقطوع . (۸) نسخه : گردانی .