3. چیزی از عهود و وصایای ، اردشیر منقول است يك فقره از فارسنامه که مخصوصاً مفید و دلکش است عبارتیست که از رابطه شاهنشاه با مشاورینش سخن میراند . بر حسب نقل ابن اسفندیار تفسر بشاه طبرستان مینویسد: « دیگر آنچه سؤال کردی از بزم و رزم و صلح و حرب شهنشاه ...» و بعد از ان شرحی در بارۀ کشورهای مختلف روی زمین و تفاوت ملل با یکدیگر و امتیاز و رجحان ایرانیان بر دیگران میآید و عاقبة الامر چند کلمه ای در خصوص سلطه شاهنشاه میگوید: «پس امروز شهنشاه هر كرا بفضل و طاعت او مقر آمدو خراج فرستاد سایه حشمت برو افکند و اطراف او مصون داشت از تعرض حشم خویش و بعد ازین همگی رای بر آن موقوف است که بغز وروم و لجاج با آن قوم مشغول شود و تا کینه دارا باز نخواهد از اسکندریان و خزاین و بیت المال معمور نکند و از سبی ذراری ایشان شهرها که اسکندر از فارس خراب کرد آبادان نکند نخواهد آرمید و برایشان التزام خراج فرماید ... ، دنبال وصف « بزم شهنشاه » گشتن بیهوده است، لیکن مؤلف فارسنامه در شرح شاهی اردشیر میگوید : «وندیمان او جمله حكما و اهل فضل بودندی و در هفته دو روز بمجلس انس نشستي يك روز ببارگاه بزرگ با بزرگان دولت شراب خوردی و هر کس را نواختی در خور او بفرمودی و يك روز در خلوت با حکیمان و فاضلان کی ندیم او بودندی شراب خوردی و از ایشان فایده گرفتی و سراسر مجلسهاء اوسخن جد رفتی و هرگز بهزل مشغول نگشتی و باقی روزهاء هفته بتدبير ملك و كشادن جهان و قمع دشمنان مشغول بودی و در دفع دشمن لذتها بر خویشتن حرام داشتی تا از آنگاه که آن مهم کفایت شدی . . - از مطابقهٔ این کلمات آخری با آخر عبارت منقول از ابن اسفندیار فرض میتوانیم کرد که وصف « بزم شهنشاه » را که ابن اسفندیار در ترجمه ای که خود از تحریر عربی ابن مقفع نموده است حذف کرده بوده ابن البلخی در فارسنامه درین فصل بدست ما میدهد (۱) بوصاياي سياسی اردشیر در مجمل التواریخ نیز اشاره اي شده است .
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۳۳
ظاهر