پرش به محتوا

برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۲۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

گج را بحضور آورد و در خواست تا شاه حقه ای را که در خزانه نهاده بود بیارد و بنگرد تا اطمینان یابد که ابر سام را با زن شاه کاری نبوده است وپسر واقعاً وحقيقة فرزند خود شاه اردشیر است. این پسر همان شاهپور بود که بعدها بجای اردشیر بر تخت شاهی نشست نام این پیر مرد در متن طبری تصحیف شده است و هر جند ابن سام را هر جید ابرسام باید خواند، زیرا کلمۀ اول را مرحوم استاد ماركوارت خوب جبذ در یافته است که باید هرگیز با هرگبَد ) در کتابهای یونانی هر گبیرس) باشد که یکی از مناصب بزرگ درباری در عهد ساسانیان بود و چون منصب هر کبدی از مناصبی بود که تنها بمردانی از خاندان ساسانی ممکن بود داده شود پس ابرسام بايد يك نفر از ساسانیان بوده باشد. ۲ داستان سابق را بلعمی نیز در ترجمۀ طبری میآورد ولی نام پیر را نمی برد و فقط میگوید وی سرهنگی بود با علم و حکمت بسیار و امین بود ، اردشیر و زنان اردشیر خواسته و کدخدایی همه بدو استوار داشتندی . . در نهاية الأرب مرد درباری بزرگی که سخن از وست بن الهبوذان نامیده شده که ظاهر أتصحیف عنوان هر بذ الهر بذان ) به پهلوی هیر بذان هیر بذ) باشد . در کتاب پهلوی «کارنامگ اردشیر پاپکان این داستان بنوعی دیگر آمده و آن همانست که آثار و عمدۀ مطالبش در شاهنامه فردوسی نیز دیده میشود : اردشیر دختر اردوان را بزنی گرفت ، وی را برادرانش بهلاك ساختن اردشیر بر می انگیختند تا زهر در ظرفی خوردنی که از شیر و آرد ساخته شده بود ریخته بشوهرش داد که بخورد ولی آذر فربغ بنوعی خارق عادت ظرف خوردنی را باژگون میسازد و سگی (۱) در الأخبار الطوال دينورى كنيزك دختر برادر فرخان که از اولاد اردوان بود خوانده شده (۲) رجوع شود بکتاب دیگر استاد کریستنسن در باب « وضع ملت و دولت و دربار در زمان شاهنشاهی ساسانیان » بفرانسوی ص ۲۷ . .