ید تعبیر عجیی که بار دشیر نسبت داده شده که گفت این ترتیب قطعی و حتمی نیست و در اعصار دیگر ترتیب دیگر ممکنست پیش گرفته شود نشان میدهد که « نامه تنسر در عهدی انشا شده است که از طرفي سبك منسوب باردشير هنوز در خاطرها بوده است و از طرف دیگر تازه منسوخ شده بوده است یعنی روزگاری که شاهان از نو قدرت آن را یافته بودند که در حیات خویش جانشین خود را تعیین کنند و این مسئله مدت زمان میان قباد و هر مزد چهارم را بخاطر ما می آورد . در نامه تفسر » بار دشیر نسبت داده شده که گفت « هیچ آفریده را غیر از شاهان زیر دست ] که نه از اهل بیت ما باشد شاه نمی باید خواند جزآن جماعت که اصحاب ثغورند : ألان ، و ناحیت مغرب ، و خوارزم ، وكابل . . مراد از صاحب ثغر ألان بي شك مرزبان نواحی قفقاز و خزر است که خسرو اول ایجاد کرد و او را این امتیاز داد که بر تخت زر نشيند و مرتبۀ او استثناء باولاد او منتقل میشد که ایشان را ملوك السریر مینامیدند ) مستخرجات از نهاية الأرب در مجله انجمن همایونی آسیائی سال ۱۹۰۰ ص ۲۲۷ دیده شود. آخر الامر اطلاعات جغرافیائی با اجازه میدهد که زمان اصلی تحریر و تلفیق نامه تفسر را بطور قطعی تری تعیین کنیم چند بار نام ترکان برده میشود وحدود مملکت ایران چنین تعیین میگردد ( ص ٤٠ ) د میان جوی بلخ تا آخر بلاد آذربایگان و ارمنیه فارس و فرات و خاك عرب تا عمان و مکران و از انجا تا كابل وطخارستان » بنابرین نامه پس از فتوحات خسرو اول در مشرق و تاراندن هيتاليان ) هیاطله ( ولی قبل از تسخیر یمن انشا شده است یعنی در سالهای میان ( ٥٥٧ و ۵۷۰ میلادی . » . کریستنسن در آخر این شرح افزوده است که پس از آنکه این مختصر را درین باب نوشته و برای عرضه بمحضر خداوندان فضل حاضر کرده بودم دیدم که آقای مرکوارت نیز از راههای دیگر بهمین نتیجه رسیده است که : نامه تفسر عبارت
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۱۵
ظاهر