پرش به محتوا

برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۱۱۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

-70- ص ٤٢ س ١ داستان افراسیاب و سیاووش را که بتفصیل در شاهنامه آمده است هر ایرانی میداند ، دار مستتر اشاره کرده است که در یشتها ۱۸:۹ ، و ۱۹ : ۷۷ ذکری از ان آمده است و خود دار مستتر در کتاب خویش موسوم به Etudes Iraniennes ( ۲ ص ۲۲۷ ) دران باب تقبعی کرده است . • ص ٤٢ ص ٧ « . . . كينه دارا باز خواهد از اسکندریان » ، ملت روم آن روز یعنی در زمان اردشیر صاحب یونان و بنابرین جانشینان اسكندر بودند ، ولی تصادف عجیب اینست که آن امپراطور روم که اردشیر او را بکارزار گرفت نیز الكسندر نامیده میشد ، وی مخصوصاً اعمال اسکندر کبیر را هم سر مشق خود ساخته بود و حتی چنانکه لامپرید در کتاب Alexendre Sévère خویش میگوید تفوق بر اسکندر مقدونی نیز داشت ، و ترجمه عبارت او درین باب اینست که « زحمت میکشید تا نامش او را درخور شود یعنی از اسکندر مقدونی برتر شود ، ٠ ) .D ) ص ٤٢ س ١٠ « بختنصر ، ، غرور ملی ایرانیان را بران داشت که پادشاه گردنکشی مثل بختنصر ) نبكدَنَزَر ، ٦٠٥ تا ٥٦٢ پیش از مسیح ( پادشاه مقتدر كلده و فاتح بيت المقدس و اسیر کننده جهودان را از فرزندان گودرز و از سرداران کی لہر اسپ بشمرند ( آقای پور داود ، يَستها ، ج ۲ ص ۲۰۸ ) . ص ٤٢ س ١٣ و برایشان التزام خراج فرماید ... و بخراج قناعت کرد ، مدعیات و بلند پروازیهای اردشیر را هر دیانوس مورّخ در الفاظی مطابق با عبارات « نامه تفسر » بیان کرده است میگوید اردشیر ادعا داشت که تمامی ولایات آسیا که میان رود فرات و درياي ايكايوس (إژه) و پر پنتس ) بحر مرمرة امروزی) واقع است حق بلامعارض اوست و همگی این ممالک تا یونان و کاریا از زمان کورش که شهنشاهی ماد را بفارس نقل کرد تازمان دارا که مغلوب اسکندر گردید همیشه در تحت حکومت شهر داران و شهربانان ایرانی بوده است و بنابرین اگر رومیان مانند پدران خویش محکوم ایرانیان باشند ستمی برایشان نشده است (D) ص ٤٢ س ١٣ « تا عهد كسري انوشیروان » ، چنانکه در دیباچه گفته ایم قطع داریم که اصل پهلوي « نامۀ تنسر » در زمان انوشیروان خسرو قبادان باید تألیف شده باشد ولي دار مستتر که همیشه انشای اصلی « نامه تنسر » را واقعاً در روزگار اردشیر میدانسته میگوید که شاید این جمله از ابن مقفع یا بهرام خورزاد بوده باشد ، چه بعد از « عهد کسري انوشروان » ( ۵۳۱ تا ۵۷۸ میلادی ) خسرو پرویز چند گاهی قبط و سوریه را از رومیان گرفت . ص ٤٣ س ٢ مراد از « بهمن » اردشیر دراز دست است ، جشنسف مدعی است که از حیث ،