1701 که در کتب و آثار باز مانده از عهد ساسانی دیده میشود بر می آید که قوم عرب در نظر ایرانیان بشماری نبودند و از تازیان و نیزه وران جز سوسمار خوردن و شیر شتر نوشیدن صفت بارزی نمیشناختهاند، ملت روم را ایرانیان از زمانی که با یکدیگر همسایه شدند شناختند، و با هند از زمان بالنسبه تازه تر آشنا شدند ، و قوم ترك از روزگار قباد و خسرو انوشیروان معروف ایرانیان گردید ، و اگرچه مردم ایران با قوم عرب مطابق روایات از خیلی قدیم مربوط بوده اند هیچ خاصیتی و هنري و شرفي و امتیازی در ایشان سراغ نداشته اند که قابل ذکر یا تشبیه باشد مثلاً فصل ذیل که آقای نوبخت لطفاً باينجانب سراغ دادند عقیده خسرو پرویز را در بارۀ تازیان نشان میدهد : نعمان بن ، منذر بحضور خسرو [ پرویز ] رفت و دسته هاي رومي و هندي و چينی که بایران روانه شده بودند در پیش خسر و بودند، هر يك يادي از مملکت و شاهان خویش کرد، پس از ایشان نعمان سخن آغاز کرد و بر خود بیالید که از عربست و تازیان را از همۀ امم ( بی آنکه ایرانیان یا ملت دیگری را استثنا کند ( برتر شمرد ، گفتار او بر خسر و گران آمد و با نعمان گفت « من در کار عرب و غیر عرب بسی اندیشیده ام و در حالت فرستادگان ملل که بدرگاه من فرود می آیند نگریستم ، رومیان را دیدم که از متحد بودن اهل مملکت و وسعت حوزه تسلط وكثرت شهرها و استواري ساختمانها بهره ورند و دینی دارند که ایشان را بر حلال و حرام و شایست و ناشایست آگاه میکند و بیخر در اباز میدارد و نادان را براه می آرد ، هندوان را نیز از بسیاری عدد و استادی در طب و حکمت و حساب دقیق و هنرهاي عجيب بهره ور یافتم بعلاوه که در سرزمین ایشان رودهای بسیار و میوه های بیشمار و درختان خوش یافت میشود ، همچنین چینیان از حیث اجتماع و آگندگی و فراوانی کارهای دستی شان و از حیث سواري و همتشان در آماده کردن آلت جنگ و آهن کاری و از حیث داشتن شاهانی که همگی را متحد دارد سرافرازند ، حتی اقوام ترك و خزر هم باوجود سختی و تنگی معاش و کمی زمینهای دائر و محصولات و قلاع و محرومی از مساکن و ملابس که بنیاد آبادی دنیاست لا اقل شاهانی دارند که گسسته ها را پیوسته و بهم بسته میدارند و کارهای قوم خود را بر ميرسند ، ولكن تازیان را نه دارای هیچ خصلت نیکو در کار دین دیدم و نه در امر دنیا و نه صاحب حزم وتدبير ونه باقدرت و قوت ؛ وانگهی از جمله دلایل برفرومایگی وخواري و پست همتی آنان اینکه با حیوانات گریزنده و مرغان سرگشته هم منزل و هم منزلت اند ، فرزندان خویش را از راه بینوائی و نیازمندی میکشند و یکدیگر را از گرسنگی و احتیاج میخورند ؛ از خوردنیها و پوشیدنیها و نوشیدنیها و لذایذ و خوشيهاي گيتي يكسره بی بهره اند ، بهترین غذائی که مردمان خوشگذرانشان بدست میتوانند
برگه:نامه تنسر - مجتبی مینوی.pdf/۱۱۰
ظاهر