این برگ نمونهخوانی نشده است.
انسانی شمردندی. از صغر سن محلّ اميد و شخص وحيد خاندان و دودمان بلکه ملجأ و پناه ايشان بودی. باری با وجود اين احوال و اطوار چون بر سر کلاه داشت و بر شانه موی پريشان، کسی تصوّر نمی نمود که مصدر اين گونه امور گردد و يا موج طوفانش به اوج اين سمآء رسد. چون مسئلهء باب شيوع يافت آثار ميلان از او ظاهر گشت. در بدايتخويش و پيوند و کودک و ارجمند سلسله خويش را دلالت نمود. بعد روز و شبانه همّت خود را به دعوت دوست و بيگانه گماشت و به استقامت