پرش به محتوا

برگه:مقاله شخصی سیاح که در تفصیل قضیه باب نوشته است v1.pdf/۶۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.
 

با آن جوان دو باره به همان ميخ بستند و باب بعضی صحبت ها می داشت. معدودی فارسی دان فهميدند و سايرين صدائی می شنيدند. باری سرتيپ فوج خويش را حاضر ساخت. پيش از ظهر بيست و هشتم شعبان سنهء هزار و دويست و شصت و شش يکمرتبه امر بشلّيک نمود. در اين شلّيک گلوله ها چنان تأثير نموده بود که سينه مشبّک گشته و اعضاء کلّ تشريح شده مگر صورت که اندکی آزرده شده بود. بعد آن دو جسم را از ميدان به خارج شهر به کنار خندق نقل نمودند و آن شب در کنار خندق ماند. روز ثانی قونسول روس