این برگ نمونهخوانی نشده است.
بلا از هر جهت در تلاطم و سهام قضا در تتابع و ظلمات آلام و محن مستولی بر جان و تن است لکن قلبم بياد روی تو روشن و جانم به بوی خوی تو گلشن است. خلاصه بعداز سه ماه اقامت در قلعه چهريق اجلّهء علمای تبريز و فضلای آذربايجان به طهران نوشتند و به جهت تهديد و تخويف ناس استدعای سياست شديد در حقّ باب نمودند. وزير کبير حاجی ميرزا آقاسی چون جوش و خروش علمای اعلام را در جميع نواحی ايران مشاهده نمود ناچار همداستان شده، از چهريق به تبريز امر احضار داد. در اثنای