این برگ نمونهخوانی نشده است.
نبود به چه کاری و چه جائی برند. روايات مختلفه در افواه افتاد و مُبالغات بسيار مسموع شد که اميد نجات نبود. باری جميع نفوس که همراه بودند کلّ الحاح و اصرار نمودند که همراه شوند و آنچه حکومت نصيحت کرد و ممانعت نمود ثمری نبخشيد. نهايت حاجی جعفر نامی بر آشفت و بناليد و حلقوم خود بدست خويش بريد. حکومت چون چنين ديد کلّ را اجازت معيّت داد و از ادرنه به ساحل دريا وارد نمود و از آنجا به عکّا حرکت دادند. و همچنين ميرزا يحيی را به ماغوسا فرستادند. و در اوقات اخيره در ادرنه بهاءالله رسالهء