این برگ نمونهخوانی نشده است.
احضار و در محضر علما و فضلا توبيخ و عتاب نمود، زبان باز خواست گشود و چون باب ردّ توبيخ نمود و مقاومت عظيم، باشاره رئيس لطمه شديد زدند و اهانت و تحقير نمودند به قسمی که عمّامه از سر بيفتاد و اثر ضرب در چهره نمودار شد. در ختم مجلس قرار مشورت دادند و به ضمانت و کفالت خال حاجی سيّد علی به خانه روانه نمودند و منع از ملاقات خويش و بيگانه. روزی او را در مسجد احضار و اصرار و اجبار بر انکار نمودند. بر سر منبر نوعی تکلّم نمود که سبب سکوت و سکون حاضران و ثبوت و رسوخ تابعان گرديد