پرش به محتوا

برگه:شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و۱۳ و ۱۴ هجری، جلد ۲.pdf/۴۱۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

خصوصیات اخلاقی امین السلطان امین‌السلطان دارای هوش سرشار - حافظه قوی - زیرکی زیاد - سخی - بذال - بلندنظر - با گذشت - کریم - بزرگوار - گشادباز و در این ذمیمه بسیار بی‌پروا بود و گاهی هم فوق‌العاده عصبانی - بی‌باک و ظالم بوده است. اعتمادالسلطنه در یادداشتهای روزانهٔ خطی خود قصه‌ای راجع به عصبانیت امین‌السلطان شرح میدهد که عیناً در اینجا نقل میشود:

«۵ شنبه ۱۳ شعبان ۱۳۰۲ : صبح از خواب برخاستم (در دوشان تپه) با نهایت افسردگی خاطر پائین رفتم امین‌السلطان را دیدم سلامی کردم در این بین کدخدای یکی از دهات امین‌السلطان پیدا شد که برای امین حضرت (آقا علی) برادرش بار خانه برده بود یکبار دیدم این وزیر دربار این جوان صاحب ۴۵ کار دیوانه‌وار از جا جست گریبان آن بی‌سامان را گرفت زمینش زد بروی سینه‌اش نشست مشتی چند بکله‌اش زد بعد آردل‌ها را طلبید هزار گاو سر به او زد تا بیچاره کدخدا بخدا رسید غش کرد آنوقت ولش کرد بعد جهانشاه‌خان سرتیپ سواره افشار خمسه (امیر افشار) که ابوابجمعی اوست رسید و اینطور با او سخن راند: «زن‌قحبهٔ پدرسوخته اسبت خوب آلاقیا شش نقره ساخته‌ای بسیار خوب خراسان خدمت کرده‌ای آفرین اما بیخود در تهران معطلی چرا و با نایب‌السلطنه مادرقحبه که فلان تو به فلان زن او و فلان او بفلان زن تو، فضلهٔ تو به کله پدر او فضلهٔ او بکله پدر تو مراوده میکنی زن هر دو را گائیدم ای خدا ای داد ای فریاد نایب‌السلطنه مادر قحبه از من چه میخواهد حالا بتو میگویم راهت را بگیر و برو و الا زنت را بخر میکشم امین لشکر (میرزا قهرمان) و میرزا نصرالله برادر وزیر و جمعی از ممیز و معمار و نجار که بودند بخود لرزیدیم چرا که کسیکه بزن شاه و پسر شاه و خود شاه باین وضوح فحش بدهد از ما نخواهد گذشت من بگوشهٔ باغ فرار کردم قصه فرانسه (رومان) خواندم وقت ناهار احضار شدم در خوان نعمت امین‌السلطان تغذیه نمودم شب هم در خدمتشان چون مثل شب قبل گذشت سبحان‌الله از این دوره حالت من که در عمر ندیدم» و نیز مینویسد:

«دوشنبه ۱۷: امروز شاه دوشان‌تپه تشریف بردند من صبح که رفتم هنوز امین‌السلطان خواب بود بیدار شدند جمعیت زیاد از عمله خلوت و غیره بودند شاه تشریف آوردند و نهار میل فرمودند بنای تمجید را از امین‌السلطان گذاشتند». و نیز مینویسد: «جمعه ۲۱ : عصر دوشان تپه دیدن امین‌السلطان رفتم.[۱] کارش تمام شده بود امشب شهر آمد باتفاق درشکه او نشسته تا درب خانه مرا رساند خیلی شکایت از تغیرات دیروز شاه داشت که در باب خزانه فرموده بودند. سبب تغیرات دیروز شاه را اعتمادالسلطنه اینطور مینویسد: «خلاصه شاه از وضع دادن پول خزانه شکایت میکرد که چرا برات تجارتی داده میشود. سبحان الله


  1. برای ترمیم خرابیهائیکه سیل تولید کرده بود امین‌السلطان چند روزی در آنجا توقف داشت