پرش به محتوا

برگه:شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و۱۳ و ۱۴ هجری، جلد ۲.pdf/۴۰۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

رفتم عموی انیس الدوله که تفنگدار است آنجا بود میگفت که فتوائی از جناب میرزا حسن شیرازی که اعلم و بزرگ مجتهدین و در سر من رای (سامره) منزل دارد رسیده است در منع استعمال تنباکو و توتون و این فتوی را در مسجد شاه و سایر جاها خواندند. مردم تمام غلیان و چیق‌ها را شکستند. از این حرف، اگر چه باور نکردم لکن اگر راست باشد کار مشکل خواهد شد». ایضاً: «شنبه ۳: امروز شاه سوار نشدند من دربخانه رفتم امیر نظام که حاکم کرمانشاهان و کردستان شده با نائب‌السلطنه و امین‌السلطان حضور آمدند با آنها خلوت شد شاه در نهایت تغیر بودند همین قدر شنیدم شاه به امین‌السلطان فرموده بودند این کار تنباکو را تو سبب شدی اصلاح او هم با تو است از قراری که از همه کس میشنوم مسألهٔ تنباکو خیلی اهمیت دارد و مردم از زن و مرد و عالم و عامی در این کار سخت ایستاده‌اند خلق مبارک بسیار تنگ بود». و نیز مینویسد:

«یکشنبه ۴: خانه دکتر فووریه[۱] رفتم از آنجا که بیرون آمدم درست ملتفت نبودم که مسألهٔ استعمال توتون و تنباکو باین درجه سخت است بقیه سیگاری که در خانه دکتر فووریه میکشیدم به لبم بود که بیرون آمدم شخص مجللی با سرداری خز میگذشت همینکه دید من سیگار میکشم بنا کرد به فحش دادن» ایضاً: چهارشنبه ۲۱ جمادی‌اولالی ۱۳۰۹: پارک امین‌الدوله رفتم جهت رفتن این بود که پریروز با روزنامه‌هائیکه از برای من می‌آورند از لندن پاکتی بعنوان من بود پشت پاکت بخط سید جمال‌الدین نوشته بود جناب جلالت‌مآب‌الشهید اعتمادالسلطنه در میان پاکت صفحه چاپ شده‌ای که سواد کاغذی بود که سید جمال‌الدین از بصره به سامره به جناب میرزای شیرازی نوشته بود در حقیقت جناب میرزا را تحریک نموده بود که به دولت ایران بتازد همه جا از امین‌السلطان بد نوشته بود و او را تکفیر نموده و زندیق اثیم نام نهاده که مذهب اسلام را تمام او به باد داده فرنگی‌ها را به ایران آورده تمام ایران را بآنها فروخته بعد صدماتی که بمردم از حبس و جلای وطن رسانده از قبیل ملا فیض‌الله دربندی و سید علی اکبر شیرازی و حاج سیاح و میرزا فروغی و اسم مرا هم در این جا ذکر نموده من دادم این کاغذ را ترجمه نمودند چون بنای فتنه و فتوای جناب میرزا در این خصوص یقیناً نتیجه همین کاغذ بود نتوانستم در دولتخواهی از شاه این کاغذ را پنهان کنم منزل امین‌الدوله رفتم که از او بپرسم که اگر او این کاغذ را نداده چون در پستخانه سر پاکت را باز کرده بودند گفتم شاید بشاه نشان داده که من ندهم معلوم شد با همین پست باسم خود امین‌الدوله هم یک صفحه از این کاغذ چاپ شده رسیده بود و بشاه داده است من بخیال اینکه مبادا به مترجم مغرض بدهند و آنجائیکه اسم من است بد ترجمه کند مصلحت دیدم که خود کاغذ و ترجمه او را هر دو را بنظر شاه برسانم بعد باتفاق امین‌الدوله دربخانه رفتیم کاغذ را من بشاه دادم».


  1. Dr. Feuvrier