پرش به محتوا

برگه:شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و۱۳ و ۱۴ هجری، جلد ۱.pdf/۱۷۶

از ویکی‌نبشته
در نمونه‌خوانیِ این برگ مشکلی وجود دارد.
رجال ایران
۱۷۳

نظام‌الدوله نوری و از درباریان و از اجزاء خلوت و از محارم مخصوص مظفرالدینشاه بود. در صدارت عین‌الدوله (سلطان عبدالمجید میرزا) دسائسی بر علیه او در دربار و خارج از دربار بمعیت شکرالله خان معتمد خاقان (قوام‌الدوله) بکار میبرد عین الدوله از عملیاتشان آگاه شد و در دربار دستور داد که او و شکرالله خان را آورده فلک کردند مقداری بپای هر دو نفر شلاق زد و سپس هر دو را بمازندران تبعید نمود. نامبرده ابتداء ملقب بنظام‌السلطان و در سلطنت احمدشاه بلقب نظام‌الدوله ملقب گردید نظام‌السلطان مردی بود خیلی عیاش – خراج و خوش بیان در دوره دوم از مازندران نماینده مجلس شورایملی شد در اواخر سال ۱۳۳۴ هـ.ق. حاکم بروجرد و بعد حاکم کردستان و در اوائل ۱۳۳۶ هـ.ق. حاکم همدان شد.

انوشیروان انوشیروان میرزا ضیاءالدوله فرزند محمدرحیم میرزا ضیاءالدوله پسر نوزدهم عباس میرزا نائب‌السلطنه در سال ۱۳۰۱ هـ. ق. حاکم سمنان – دامغان – شاهرود و بسطام بوده و در سال ۱۳۰۵ هـ.ق. که اوضاع حکومت‌های سلطان مسعود میرزای ظل‌السلطان بهم خورد و لرستان و بروجرد از ابوابجمعی او منتزع گردید ضیاءالدوله بسمت حکومت ولایات مزبوره منصوب و فرستاده شد لکن حکومتش بیش از مدت یکسال طول نکشید که از حکومت معزول و در سال ۱۳۰۶ هـ.ق. به مرکز احضار شد و بجایش آقا رضا خان ناظم خلوت از منسوبان امین‌السلطان که سواد خواندن و نوشتن را نیز نداشته است تعیین گردید.

اوانس اوانس یا هوانس خان ماسئیان ابتداء ملقب به عمادالوزاره و بعد ملقب بمساعدالسلطنه شد. نامبرده از فضلاء و ادباء ارامنه ایران بوده و در ۱۸ شوال سال ۱۲۸۰ هـ.ق. برابر با ۲۸ فوریه ۱۸۶۴ م. در تهران زاده شد. پس از تکمیل تحصیلات در تهران و در پاریس ابتداء در اداره انطباعات و دارالترجمه دولتی وارد خدمت گردید


بقیه از صفحه قبل

    بود که شرف‌الدوله دختر محمدابراهیم خان سهام‌الدوله که بعد ملقب به نظام‌الدوله گردید و سابقاً رئیس قشون اصفهان – حاکم کردستان و در اواخر رئیس توپخانه تهران بود بزنی گرفت چون مشارالیه خیلی متمول و همین یکدختر را داشت تمول او تماماً باین دختر که مادر نظام‌السلطان باشد رسید و پس از فوت مادر تمامی این ثروت بنظام‌السلطان و برادرش رضاخان مؤید همایون بارث رسید بواسطه جوانی و نداشتن سرپرست قابل تمام آن دارائی را بباد هوی و هوس دادند بعبارت اخری بادآورده را باد برد.