گوید: «مانی در سال دوم از ملک (الفالوس) الرومی ظاهر شد و (مرقیون) قبل از او بصد سال ظهور کرده بود و ابن دیسان[۱] بعد از مرقیون بسی سال ظاهر شده بود...»
مسعودی گوید: «مزدک از صاحبان تاویل بود... مانی هم از صاحبان تاویل بوده و ابن دیسان و مرقیون که قبل از وی بودند بدو اصل و دو فاعل خیر و شر معتقد بودند، و هم امروز هم باطنیه از اصحاب تاویلاند.»
و در مروج الذهب نیز در وجه تسمیه زندیق مانی را از اصحاب تاویل میشمارد و زندیق را از «زندی» (یعنی پیروزند که مرادش تاویل اوستا) است میداند.
شیخ سهروردی در مقدمه حکمت اشراق جائیکه از فلاسفه و حکمای قدیم ایران ذکری میکند مانی را از جمله حکمای ملحد نام میبرد.
پیروان مانی - زنادقه
زنادقه اسلام نیز مشهور بدهریگری و الحاد بودهاند (ناصر خسرو مانوی را با فلسفی و صابی و دهری برابر ذکر کرده است) از روسای آنها: جمد بن درهم، و خالد بن عبد الله القسری، و ابوالحسن الدمشقی - و از متکلمین که ظاهراً اسلام ظاهر کرده و در باطن زندیق بودهاند: ابن طالوت و ابو شاکر و برادر زاده ابی شاکر و ابن الاعدی الجزیری و نعمان بن ابی الموجاء و صالح بن عبد القدوس از مؤلفین زنادقهاند که کتبی در نصرت زنادقه نوشتهاند.
از شعرا بشار بن برد، اسحق بن خلف، ابن نباته الفهرس (فهرست: سنابه؟)، سلم خاسر، علی بن الخلیل، علی بن ثابت و از کسانیکه اخیراً شهرت کردند ابو عیسی الوراق و ابو العباس النائی (کذا) و الجیهانی محمد بن احمد، (که این آخری از وزرای سامانیان است) و برامکه و فضل و حسن پسران سهل و محمد بن ابو عیسی!
- ↑ انها سمی ابن دیسان لانه ولد على شهر یقال له دیسان (الفهرست ص ۴۵۸) و مرقیون و ابن دیسان دو اسقف مسیحی بودهاند در ایران که در اصول به ثنویه نزدیک بودهاند و گویند مانی اصول خود را از این دو طایفه فرا گرفت. و شک نیست که مانی دین خود را از زردشتی و بورانی و مسیحی اخذ کرده است (رجوع شود بمقدمه پروفسر جکسن امریکائی).
ایران باستان
<A