پرش به محتوا

برگه:زندگانی مانی.pdf/۴۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

دانسته است. ولی اگر بخواهیم بتفنن لغوی قائل شویم می‌توان کربیکوس را که سین آخر آن از علامت‌های اسامی یونانی و زاید است از ریشه (کریک - کرفک) پهلوی بضم اول و سکون ثانی و فتح ثالث بمعنى (صواب - پسندیده - خیر) در مقابل (بزه و نا صواب و شر) بگیریم و اتفاقاً ضبط سریانی آن که (فوربیج) باشد هم ما را در اینجا تأیید می‌نماید. و (واو) آخر آن هم علامت تخفیف و تصغیر است، پس می‌توانیم او را (کریکو) یا (كريک) بدانیم که معرب آن (قوربیج) باشد. و نیز این را هم می‌دانیم که بیشتر از بزرگان و یا مدعیان در نزد پیروان خود بندرت بهمان نام اصلی خود معروف می‌شوند و غالباً پیروان و اتباع برای آنان القابی ساخته و احتراماً ایشان را بالقاب مذکور می‌خوانند و می‌نویسند و بعید نیست که هر دوی این اسامی از قبیل القاب مذکوره باشد و تصغیر نام ثانی او هم مربوط بدشمنان و اعدا باشد که کریک را کریکو کرده‌اند، چنانکه در بارۀ نام حسنک و شیبک در تاریخ اسلام بخوبی پیداست که اولی حسن بن علی میکائیل و لقبش امیر حسن بوده و مسعودیان او را حسنک کرده‌اند، و نیز شیبک نام محمد خان شیبانی است که در عهد صفویه او را شیبک ساختند و دربارۀ (مزدک) نیز همین احتمال می‌رود و نظائر بسیار در عربی و فارسی دارد.

حقيقة درست معلوم نیست که در بستر از کودکی بار آمده و در آغوش متدینینی مانند صابیان مغتسله که پای‌بندی شان با اصول دین و ریاضیات شدیده از قبیل ترک حیوانی و غیره مشهور است پرورش یافته، در نزد چه کسی درس خوانده بوده است!

ابو ریحان و مسعودی، وی را تلمیذ (قادرون) نامی دانند و ابن الندیم در تاریخ کلده و آشور چنانکه گذشت او را از مردم (شوشان) دانسته گوید ابتداء بدین مسیح داخل شد و اسقف شوشان وی را سمت کاهن انتخاب کرد ولی نام این اسقف شوشان را نمی‌برد و شاید نامش (فادرون) بوده است.

ابوریحان گوید: «وَکانَ عَرفَ مَذهبَ المَجوسِ و النَّصارى وَالتَّنویه»[۱]

٤٧

  1. ↑ ابن الندیم