متولد شده ام - و در سیزده سالگی که سال دوم پادشاهی اردشیر باشد وحی بر من نازل شده است .
مرگش هم على المشهور در زمان بهرام بن هرمز بین سنوات ۲۷۲ - ۲۷۷ وقوع یافته است .
نام پدر و نام خود او :
گمان میرود لغت ( پاتك - فتق - فديك - بابك) وبا ( يا تاكيوس ) یونانی همه يك نام باشد - شکل این اسم فارسی بنظر میرسد ، و ممکن است (پاتك) مصغر ( يات ) بمعنى ( رئیس و امیر ) باشد و عیناً همان نامی باشد که بعد ها در اسلام هم ( ميرك ) گفته اند.
در الفهرست نام دیگری هم از پدرمانی مذکور است لیکن بشکلی که بنظر مصحف میآید زیرا ) ابی نزرام ) ظاهراً کنیه است و کنیه در ایران متداول نبوده و باید ابی برزام مصحف نامی دیگر باشد.
اما نام مادرش را که الفهرست بچند طریق (میس - او تاخيم - مرمريم ) ضبط کرده است به احتمالات بعیده و با مساحات و تفننهای لغوی شاید بتوان فارسی دانست، زیرا (میس) ممکنست همان (مس) بمعنی بزرگ باشد - با لهجه ای از (ماس) که بمعنی (ماه) است باشد مانند (خورشید) و (خورشاد)، چه (مه) و (ماه) هر دو در زبان پهلوی بحرف سین ختم میشوند و بعدها در لفظ درى سين آنها بهاء هوز تبدیل یافته و نیز باحتمالی بعید تواند بود که بمعنی (میش) گوسفند ماده باشد ، زیرا در قسمتهای شمال و مرکزی ایران غالباً شين بسين تبديل مي . شده مانند فرشته ) ( کستی - کشتی ) و غيره . اما او تاخيم هم جزء اخیر آن پهلوی است چه (خیم) بمعنی خوی و صفت نهادی و فطری است و جزء اول این ايد ( هو ) بمعنى خوب یا ) هوب ) بهمان معنی باشد و مجموع آن بمعنی شاید هم (خوش خوى ) ولقب او (مس) باشد یعنی بزرگ خوش خوی ـ اما مريم يا مر مريم ( فرسته نام